به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران، غلامرضا پاکدل مدیرعامل اسبق شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران دومین نامه خود را طی چند روز اخیر به غلامرضا تاج گردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی منتقدانه تر از نخستین نامه خود نوشت، وی خطاب به تاجگردون نوشته است: جناب آقای تاجگردون نماینده […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران، غلامرضا پاکدل مدیرعامل اسبق شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران دومین نامه خود را طی چند روز اخیر به غلامرضا تاج گردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی منتقدانه تر از نخستین نامه خود نوشت، وی خطاب به تاجگردون نوشته است:

جناب آقای تاجگردون

نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت
و رئیس محترم کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی
ناگفته و نقد اول
” از گوش دادن به سخنان منتقدانتان غافل نباشید، آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان می کنند”.

با سلام و دعای خیر؛
احتراماً، به دور از هیاهو و حواشی ایجاد شده این روزها و اعتراضات بحق بعضی از اهالی نطق و قلم پیرامون گزارش عملکرد مورخ ۱۱/۱۲/۹۶، در بخش مربوط به کارکنان نفت دو موضوع را اشاره نموده¬اید که به منظور شفاف شدن آنها و اطلاع جنابعالی از اینکه کارکنان نفت اعم از رسمی، قراردادی، پیمانکار، حجمی و … می¬دانند چه بر سر آنها آمده و با آنها چه رفتاری می¬شود، پیرامون آنها توضیحاتی را معروض می¬دارد.
۱- در خصوص پاداش بازنشستگی فرموده اید که “مزایای پاداش بازنشستگی ۵۰ الی ۱۰۰ نفر مدیر تهران-نشین بیش از حد بوده است و آن وقت کارگری که بر سر چاهها کار می کند دریافتی آن دو میلیون و پانصد هزار تومان است که ما در این زمینه دنبال همسان¬سازی هستیم”.
حتماً مستحضرید بطور کلی کارکنان نفت و گاز ( وزارت نفت) اعم از رسمی، قراردادی، پیمانکاری و … با توجه به تمرکز آنها در حوزه¬های خاص نفتی و گازی و نیز با توجه به صعوبت و خطرات فراوان کار و فشارهای روحی و روانی مستولی بر خود و خانواده¬هایشان، انتظار دارند که نمایندگان حوزه های نفت¬خیز و گاز¬خیز که گچساران یکی از آنهاست و اتفاقاً به نسبت جمعیت (با توجه به قریب ۷۰۰۰ نفر نیروی رسمی و غیر رسمی و با احتساب سه نفر تحت تکفل هر نیرو، قریب به ۲۸ هزار رأی دهنده) از مهمترین آنهاست، مدافع حق و حقوق آنها باشند و حداقل انتظار دارند جنابعالی و نمایندگان دیگر حوزه¬های نفت¬خیز و گاز¬خیز کشور بدانند و مطرح کنند که تعداد کسانی که شهادت¬گونه جان خود را در تأسیسات نفتی و گازی کشور و شرکت ها و صنایع وابسته به آنها در حین انجام فعالیت از دست می¬دهند یا دچار مصدومیت و قطع عضو می¬گردند و یا دچار بیماری¬های مزمن منجر به مرگ می شوند با تمام وزارتخانه¬های دیگر یا حداقل با ۹۰ درصد وزارتخانه¬های دیگر برابری می¬کند و نیز انتظار دارند که اگر دیگر نمایندگان نمی‌دانند شما بدانید که به عنوان مثال نیروی نفتی که در بیابان‌های جنوب در فصل سوزان تابستان برای اینکه پشت پایش در پوتین در حال انجام فعالیت عملیاتی مانند هم ترازی یا جوشکاری لوله نسوزد، باید بگونه ای بایستد که سایه سرش روی کفشش بیفتد یعنی سرش را فدای پایش، و پا و سرش را فدای کارش کند و صدها فعالیت سخت و شبیه به این. ولی متأسفانه فقط در زمان تبلیغات انتخاباتی تلاش برای جلب نظر و اخذ رأی این عزیزان می¬نمایید و علی¬رغم رأی قابل توجه کارکنان زحمتکش وشریف شرکت نفت به جنابعالی خصوصاً در دور قبل، کمتر شاهد دفاع جنابعالی از حق و حقوق این قشر زحمتکش بوده¬ایم به ویژه در موارد اخیر که به آنها اشاره فرمودید.
در بحث افزایش حقوق و سقف پاداش بازنشستگی، که نه تنها دفاعی ننمودید بلکه در کمال تعجب موضع عکس داشتید (درخصوص حادثه کارخانه بهره برداری نرگسی نیز که وزیر محترم نفت را خطاب قرار دادید و فرمودید که بایستی عذرخواهی می¬کردید نیز علت اصلی آن حادثه تکراری، دخالتهای مستقیم جنابعالی منجمله انتصابات بدون ضابطه است که باعث از بین رفتن انگیزه شده است و آن کس که باید عذرخواهی و تجدید نظر می کرد حضرتعالی بودید و هستید نه وزیر محترم نفت، که البته پیرامون این موضوع در فرصت مناسب دیگری می شود مفصل و ساعتها قلم زد).
وقتی نفتی ها از نماینده ای که از یک حوزه غیر نفتی است می شنوند که در خصوص صعوبت کار کارکنان نفت آنگونه صحبت می کند و کلیپ آن در کنار صحبت های جنابعالی در فضای مجازی دست به دست می چرخد حرفی برای گفتن نمی‌ماند، و بدتر از آن وقتی است که در گزارش عملکردتان می خواهید توجیه کنید و می فرمایید ” مزایای بازنشستگی ۵۰ الی ۱۰۰ نفر مدیر تهران¬نشین بیش از حد بوده است و آن وقت کارگری که بر سر چاهها کار می کند دریافتی ۲ میلیون و پانصد هزار تومان است که ما در این زمینه دنبال یکسان سازی هستیم” در خصوص این قسمت توجه تان را به موارد ذیل جلب می کنم:
۱- اگر بررسی نمایید ملاحظه خواهید فرمود که یکی از مهمترین عوامل مؤثر در محاسبه پاداش بازنشستگی سنوات خدمت در جنوب می باشد لذا اتفاقاً هر چه سنوات خدمت در جنوب بیشتر باشد پاداش بازنشستگی بیشتر از تهران و سایر نقاط شمال است.
۲- ممکن است کسانی که شما امروز آنها را تهران نشین می خوانید سال های جوانی و میانسالی خود را در نواحی سخت عملیاتی سپری کرده باشند تا بتوانند امروز به عنوان مدیران نفت انجام وظیفه نمایند. البته اینکه کسی از پشت میز دانشگاه مدیر تهرانی شود معمولاً در سایر وزارتخانه ها رایج تر است تا نفت!
۳- به فرض که فرمایش شما در مورد آن ۵۰ الی ۱۰۰ نفر کاملاً درست باشد آیا این درست است که به خاطر این تعداد قلیل که شاید مبالغ بازنشستگی را هم گرفته باشند پاداش بازنشستگی کل کارکنان وزارت نفت ( حدود ۹۰ هزار نفت نفر) را به حدود ۲۵۲ یا ۲۸۰ میلیون تومان تقلیل دهید؟
۴- آیا می دانید بخش اصلی این مبلغ در طول سالیان خدمت از حقوق کارکنان کسر می¬شود که با احتساب سود آن می توان گفت بخش قابل ملاحظه از این پاداش متعلق به خود آنهاست؟ آیا تغییری هم در مبلغی که تحت عنوان بازنشستگی سهم کارمند از حقوق کارکنان کسر می شود، داده اید؟
۵- آیا به این مهم توجه کرده اید که کارکنانی که در بیابان¬های دور دست در سرما و گرما و در شرایط سخت فعالیت می¬کنند و چه سایر همکاران آنها، عموماً برنامه ریزی نموده اند که با این پاداش پس از بازنشستگی سرپناهی برای خود و خانواده دست و پا کنند یا پسری را داماد و دختری را عروس نمایند؟ و به نوعی بر اساس قراردادی که با شرکت داشته اند این پاداش نیز بخشی از تعهدات محسوب می شود که یک طرفه لغو شده است؟
۶- آیا می دانید قشری را که شما کمر همت به قلع و قمع آنها بسته اید همانانی هستند که ۳۰ تا ۴۰ سال عمر کاری خود را در سخت ترین دوران ( مبارزه با رژیم ستم شاهی، جنگ تحمیلی، بازسازی، افزایش تولید، تحریم و …. ) در نفت گذرانده اند و الان به فرمایش شما قربانی ۵۰ تا ۱۰۰ نفری می شوند که شاید حتی نیازی هم به این پاداش نداشته باشند؟ یا شاید نیازشان کمتر از بقیه باشد؟
۷- آیا با کسر قابل ملاحظه پاداش، مبلغی به حقوق کارگرانی که به فرمایش شما ۲ میلیون و پانصد هزار تومان می گیرند اضافه شده است؟ و اساساً چرا اینها را به هم ارتباط می دهید در حالیکه می دانید حقوق و دستمزد این عزیزان شامل قوانین کار بوده و شما هیچگاه درصدد بررسی و تغییر اساسی آنها بر نیامده اید، بلکه هر وقت خواسته اید حق و حقوقی را از دیگران بگیرید به نوعی این عزیزان را سپر بلا کرده اید و با اینکه “دنبال همسان سازی هستیم” آنها را به آینده حواله داده اید. فراموش نفرمایید که از دوره قبل قرار بود این مهم صورت پذیرد، این بدین معنی است که اگر حضرتعالی در دور دوم انتخاب نمی شدید حتی دیگر قول و وعده تان را هم نمی توانستید تمدید کنید.
۸- روش کلی که همواره بکار می گیرید و توصیه حقیر این است که در صورت امکان تعدیل بفرمایید ایجاد شکاف و دو دستگی است، مثلاً وقتی می خواهید حقوق یا مزایایی از نیروهای رسمی کم کنید می فرمایید حقوق نیروهای غیر رسمی کم است، سؤال اینجاست مگر رسالت شما اینست که به قول شرکتی ها نیوسایت را مثل حلبی آباد کنید؟ یعنی مگر قرار است حقوق رسمی ها را کم کنید یا حقوق نیروهای پیمانکاری را زیاد نمایید ؟ خوب است بدانید نیروهای رسمی در اکثر سرکشی هایی که مدیران دارند یکی از خواسته هایشان اینست که حقوق نیروهای قرارداد مستقیم و پیمانکاری افزایش یابد زیرا آنها معتقدند که این نیروها بخش قابل توجهی از کارهای عملیاتی و خدماتی صنعت را انجام می دهند و در صورتی که حقوق و دستمزد مکفی دریافت نمایند رضایت آنها حاصل شده و بهتر انجام وظیفه می نمایند، لذا شایسته است که جنابعالی و سایر عزیزان سعی در ایجاد شکاف و دو دستگی بین کارکنان نفت نداشته باشید. یا به کار بردن لفظ ” تهران نشین” در حالیکه همیشه بدرستی و به حق ضریب جنوب بالاتر از تهران و نقاط خوش آب و هواست، هر چند معلوم نیست که وقتی نزد تهرانیها هستید چه می فرمائید!… یا اینکه هر وقت صحبت از حقوق سایر سازمانها و ادارات مثلا معلمین شریف می شود حقوق و مزایای نفتی ها مطرح می گردد ما واقفیم که معلم است که مهندس و دکتر و تکنیسین و . . . می سازد لذا بایستی از حقوق و مزایای مکفی برخوردار باشد تا این قشر شریف نیاز به کار بعد از وقت اداری نداشته باشد ولی باید به آنها توجه شود نه اینکه آنها را مقابل دیگران قرار داد. به طور کلی مگر نمی شود بدون تخریب جایی، جای دیگری را آباد کرد؟ آیا نمی شود بگذاریم کارکنان رسمی طبق سیستم صحیح و انگیزشی حقوقی که از زمان دارسی براساس دانش، شایستگی، ارزشیابی سالیانه، انتصاب و پایه سمت، ترفیع و پایه شخصی، تعدیلات مدرک و سایر عوامل مؤثر بر حقوق، از حقوق و مزایای مربوطه، بهره مند شوند و برای نیروهای قرارداد مستقیم، پیمانکاری و . . . هم فکری بکنیم؟ یا اینکه باید بدون اینکه گرهی از مشکل گروهی باز کنیم گرهی و مشکلی برای گروه دیگری ایجاد کنیم؟ در اینجا از باب یادآوری به برخوردی که با نیروهای قرارداد مستقیم، پیمانکاری و هم آنهایی که ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می گیرند و در سخت¬ترین شرایط فعالیت می کنند و متأسفانه به روشهای نادرست در ایام تبلیغات و بعد از آن با آنها رفتار میشود می پردازم تا مشخص شود پرسنل نفت تماماً چه رسمی و چه غیررسمی مورد کم لطفی از سوی حضرتعالی قرار گرفته اند.
بخاطر دارید قبل از انتخابات دور قبل علی رغم اینکه می دانستید بخشنامه دولت بر عدم تبدیل وضعیت این نیروها تأکید دارد، ولی وزیر کار را به گچساران آوردید و وعده حل مشکل آنها را داد، این نیروهای روراست و ساده دل که تعداد آنها نزدیک به ۴ هزار نفر می باشند و هر کدام ۴ رأی برایشان متصور است کف زدند و هورا کشیدند و زیر متن خبر مربوطه چه کامنتهای تشکرکه ننوشتند، ولی بعد از پایان انتخابات همه چیز به فراموشی سپرده شد تا زمانی که وزیرکار قرار شد سفری به استان داشته باشد که نامه ای از جنابعالی به استاندار در سایتها منتشر شد، مبنی بر اینکه وزیر کار بدقولی کرده لذا پذیرای ایشان نباشید. در آن زمان یکی از بزرگان شهرستان پاسخ دادند که اگر وزیری بدقولی نموده است و واقعاً نگران این بدقولی هستید از اختیارات نمایندگی و روش قانونی استفاده کنید نه این که پذیرای ایشان نباشند و بدتر از آن وقتی بود که معاون سیاسی استاندار طی نامه ای به همان سایت اعلام کرد که اصلاً چنین نامه ای به استانداری نرسیده است، یعنی اینکه برای شیره مالیدن سر این انسانهای شریف ظاهراً کمی در هماهنگی خوب عمل نشده بود. اگر به فرض نامه رسیده باشد که خواسته اید از سر خود باز کنید که مثلاً من پیگیر شدم، و اگر فرمایش معاون سیاسی درست باشد که وامصیبتا، یعنی نامه‌ای به استانداری نفرستاده‌اید و فقط خواسته‌اید ذهن این نیروهای زحمتکش را به بازی بگیرید. در هر حال گناه این نیروهای قراردادی و پیمانکاری و . . . چیست که اینگونه باید بدلیل نیازمندی آنها به شرایط کاری بهتر و حقوق و مزایای بیشتر باید با آنها چنین رفتاری شود و امروز هم مجدداً به نوعی آنها را مقابل همکاران رسمی خودشان قرار دهیم و عدم افزایش حقوق و کاهش پاداش بازنشستگی کارمندان رسمی را بنوعی به حق و حقوق این عزیزان ارتباط دهیم و بعد از شش سال بگوییم “دنبال همسان سازی هستیم؟”
۲- درخصوص حقوق کارمندان نفت فرموده‌اید که “حقوق آنان ثابت نیست و رشد خواهد کرد” واقعاً طرح این جمله جای تعجب دارد و فی البداهه باید گفت ” چشم بسته غیب گفته اید” مگر ممکن است حقوق ثابت بماند و تغییر نکند؟ حال آنکه هر سال افزایش عمومی هم شامل کارکنان تحت قوانین استخدام کشوری و هم شرکتها و هم نیروهای مشمول قانون کار می‌شود، بعلاوه اینکه افزایشات ناشی از ارزشیابی وترفیعات نیز وجود دارد و در همه سازمانها و شرکتها و ادارات در تمام دنیا حقوق با یک فرمول و روند اصولی افزایش می یابد و چنانچه قرار باشد ثابت بماند با اصل انگیزش، تشویق اهمیت به تجربه و … مغایرت دارد. ( البته متأسفانه گذاشتن سقف حقوق که شامل تعدادی از کارکنان با سابقه به ویژه ایثارگران و خانواده شاهد می¬گردد، عملاً آنها را از افزایشات مسلم بی بهره می نماید که علاوه بر این مشکل اکثراً خودبخود از قانون عدم پرداخت مالیات نیز بی بهره شده اند یعنی وقتی به سقف حقوقی می رسند دیگر با فرد همسان با خودشان که ایثارگر یا شهید نمی باشد هیچ تفاوتی ندارند. که مقوله ای جداگانه است و در فرصتی دیگر باید طرح و بحث شود. ای کاش در جمع خانواده های شهدا و ایثارگران حداقل به همین مشکل سقف حقوق و موضوع مالیاتشان اشاره می نمودید، کاش به موضوع جذب و بکارگیری اعضای جویای کار خانواده‌های شاهد اشاره می نمودید نه اینکه !!! …)
خلاصه اینکه مجموعه کارکنان نفت اعم از رسمی و غیر رسمی را هم جزء موکلین خود بدانید و فکر نکنید از اینکه در مجلس چه حق و حقوقی از آنها ضایع می نمایید و در گزارش دادن چگونه با کلمات بازی می فرمایید بی اطلاعند و دیگر اینکه از برخوردهای دورویه و دو¬گانه حتی¬الامکان بپرهیزید و اقشار مختلف را مانند قبایل مختلف کمتر رودروی هم قرارداده و علیه یکدیگر بشورانید و واقع بین باشید و با منیّت مبارزه نمایید و فکر نکنید که شق¬القمر نموده اید و بهتر از دیگران بوده‌اید، چون از دید انسانهای منصف به هیچ وجه اینگونه نیست، هر چند به سهم خودتان شخصاً تلاش زیادی نموده اید که بخش مربوط به وظایف نمایندگی شایسته تقدیر، ولی بخش مربوط به ورود به وظایف ادارات اجرایی متأسفانه فراتر از وظایف نظارتی بوده و حتی فراتر از دخالت، بلکه همگان واقفند که باعث شده اید تا رؤسای ادارات و مسئولین شهرستانی کوچکترین وظیفه سازمانی خود را بدون کسب اجازه از جنابعالی انجام نمی‌دهند و فقط در مدح و تملق‌گویی جنابعالی از هم سبقت می گیرند که فکر نکنم در هیچ جای کشور این چنین باشد. (این مقوله هم خود داستان مضحکی است و می توان ساعتها درخصوصش نوشت). بهرحال بدلیل دخالت بیش از حد در امور اجرایی و انتصابات صد در صد خانوادگی، قومی و باندی و به دور از شایسته سالاری در مواردی حتی درصدی از انتظاری که خود شما داشته اید برآورده نشده است. (بارها معترض شده‌اید). حقیر نه به عنوان کسی که میخواهم نامزد مجلس شوم، بلکه بعنوان نگارنده این مرقومه و موارد مرتبط با نفت و خصوصاً نفت و گاز گچساران همانگونه که قبلاً نیز عرض کرده‌ام، آماده هرگونه مذاکره و مناظره در منظر عموم و یا در شبکه استانی هستم تا هر آنچه لازم باشد با مستندات عرض نمایم.

خیرخواه شما ومردم غلامرضا پاکدل
۲۳اسفند۹۶