به گزارش خبرآوران، غلامرضا پاکدل مدیرعامل اسبق شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران طی یادداشتی به سخنان اخیر غلامرضا تاجگردون در همایش بزرگداشت روز معلم در گچساران پاسخ داده است، وی نوشته است:
الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین آمنو لم تقولون ما لا تفعلون
ای کسانیکه ایمان آورده اید چرا سخنی می گوئید که عمل نمی کنید؟ سوره مبارکه صف آیه۲
جناب آقای تاجگرون
نماینده محترم مردم شریف گچساران وباشت در مجلس شورای اسلامی
مناظره : نماد شفافیت
خدا را شکر که حقوق و پاداش شما را کم نکردند!
با سلام و احترام؛
پس از طرح چندین سؤال شفاف ازسوی اینجانب در چند نقد مستند و مقایسه مقطع مدیریت بنده در نفت وبعد از آن که دوران شماست ( چون همه می دانند مدیران عامل بندگان خدا کاره ای نبوده اند) در موارد لازم، و تمایل مردم به شنیدن پاسخ ها، بالاخره جنابعالی در آستانه روزهای مقدس کارگر و معلم و درمراسم بزرگداشت روز معلم، اشاره ای به نامه های بنده نموده و با عرض پوزش اظهاراتی از روی عصبانیت، برخلاف مستندات، بی اساس و در بعضی موارد خلاف واقع و در کمال شرمندگی دروغ بیان فرمودید. همانطور که قبلاُ خدمتتان عرض کردم، مجدداُ عرض می کنم که اگر تا امروز عادت کرده بودید متکلم وحده باشید و اگرهم کسی نقدی کرد، شما و ایادیتان با جوابهای تند و بی منطق به اوهجوم آورید تا به همان یک نقد بسنده شود، بنده از آن دسته نیستم. عرایض و نقدهایم کاملاُ مستند بوده وهنوز یک دهم آنها را هم به اطلاع شما و به محضر شریف مردم نرسانده ام، که انشاء الله خواهم رساند و صحبتهای بی اساس شما را هم جمله به جمله پاسخ خواهم داد، تا بلکه شما عادت بفرمایید محترمانه تر و مستند تر صحبت کنید. مردم شریف آگاه باشند که بعضی ها آنقدر از حرفهای غیرمستند، نتیجه دلخواه گرفته اند که در مقابل هیچکس حاضر نیستند یک جمله حرف حساب بزنند. جنابعالی در خصوص دو قشر فرهنگیان و کارکنان نفت صحبت فرمودید. نیک واقفید که سخنانی را که در مقابل این دو قشر که بدون تردید از جمله اقشار اهل درک ودانش و تجزیه و تحلیلند، بر زبان رانده اید، باید گفت به نوعی توهین به شعور آنها بوده است که در ادامه دلایل این ادعا ذکر خواهند شد.
فرمودهاید: ” کاری به مبلغ پاداش بازنشستگی آنهایی که در عملیات هستند نداریم. ” عجیب است که فکر می کنید کارکنان عملیات مصوبه را مطالعه نکرده یا خدای نکرده قدرت تجزیه وتحلیل آن را ندارند. ” بفرمایید کجای آن قانون این عزیزان را مدنظر داشته و آنها را مستثنی نموده اید؟ ” اتفاقاُ قانون قبلی به نفع کارکنان عملیاتی بود چون مبلغ پاداش آنها بیشتر از ستاد بود به همین دلیل خیلی ها سعی می کردند سالهای پایانی را در عملیات و خصوصاُ اقماری کار کنند ولی قانون فعلی نه تنها استثنایی برای عملیاتی ها قائل نشده بلکه بدلیل سقف اعمال شده الان نیروهای عملیاتی تمایلی به ماندن در عملیات ندارند و به دنبال انتقال به ستاد هستند (دقیقا صد درصد خلاف فرمایش شما)، که اگر واقعاُ برداشتتان از قانونی که گذرانده اید این است که وای برما، با چننین وکلایی! و اگر می دانید که قانونی که گذرانده اید به ضرر کارکنان عملیات است ودر اینجا طبق روال مرسوم، خلاف واقع به آنها می فرمایید که صد وای بر ما با این وکلای دورو!. راستی، اصلاُ می دانید چند نفر از کارکنان عملیاتی برای آسیب ندیدن از این مصوبه، قبل از موعد بازنشستگی، صنعت نفت را ترک کردند؟ اصلاُ میدانید چند نفراز موکلینتان درهمین گچساران ناچاراَ عطایش را به لقایش بخشیدند و صنعت نفت را ترک کردند؟ اگر با عملیات کاری نداشتید که این فاجعه در عملیات رخ نمی داد. البته تنها مزیت ورودتان به این بحث این است که بر ادعای بنده در ناگفته ونقد اول که عرض کردم ” شما هیچگاه دفاعی از کارکنان نفت نکرده اید”، مهر تایید زدید واین را کار خدا می دانم، تا دیگران خدای ناکرده مثل شما فکر نکنند که پاکدل بخاطر خودش چنین ادعایی کرده بود.
فرمودهاید: ” در خصوص مطالبات فرهنگیان از دولت گله مندم و گله دارم. ” ( نه، تو را خدا گله نکنید یه وقت ناراحت می شوند )، و نیز فرموده اید ” در مراسمات روز معلم دولتمردان می ترسند در مقابل معلمین بحث کنند “، که البته این بیانگر آن است که با این قشر عزیز که هر چه داریم از آنهاست، چه کرده اید، ولی اینکه شما نمی ترسید را به حساب شجاعت خودتان یا به حساب ساده لوحی معلمان دیارمان نگذارید بلکه به حساب مرام و معرفت فرهنگیان عزیز این دیار بنهید. به زبانی اعتراف فرموده اید که تا کنون عملاُ خبری از رفع مشکل حقوق معلمان عزیز نبوده است (شاید علت ترس دولتمردان همین باشد ). اشاره ای نیز به افزایش حقوق در سال جاری بصورت پلکانی داشته اید. انشاء الله. جواب مفصلی برای این مقوله دارم اما به دو کامنت از خود عزیزان فرهنگی اکتفا می کنم. بزرگ معلمی نوشته بود: آقای تاجگردون در روز معلم به گونه ای از کم شدن حقوق دیگران حرف می زنید گو اینکه ما معلمان از کم شدن حقوق بقیه خوشحال می شویم، این در مرام معلم نیست و خواسته او هم نیست، شنا در اشتباهید. دیگری نوشته بود: خدایا تا انقلاب مهدی آقای تاجگردون را زنده و نماینده نگهدار، شاید وعده دادن او تمام شد و حقوق معلمان افزایش یافت. توخود بخوان حدیث مفصل از این مجمل. فکر کنم این دو جمله کافیست تا متوجه شوید قشر فرهنگی خیلی فهیم تر از آن است که مقابلشان بایستید و سر سری و نسنجیده سخن بگویید. تازه به جای گله کردن آن هم بیانش در گچساران، اگر واقعاُ بفکر فرهنگیان بودید در جابجائی های مرسوم شده مواد بودجه با وزرا و سازمان برنامه و بودجه اتمام حجت می کردیدتا معلوم می شد که حل مشکلات این قشر عظیم و عزیز به اندازه نمایشهاهای تبلیغاتی متعدد این روزها برای شما ارزشمن بوده است.
فرمودهاید: ” بنده نفت بفروشم و بدهم به کارمندان نفت؟! ” نه برادرمن، شما بفروشید وبدهید به اختلاس گران ودزدان بیت المال، مانند نجومی بگیران صندوقها، با نکها وبیمه ها چون آنها ذخایر انقلابند، بدهید به دیگر ابردزدان دارای پرونده مفتوح، وگرنه کارمندان نفت که حقی ندارند! مگر چکار کرده اند که پاداش بگیرند؟ سوختن بالای دکلها ودرکارخانجات، بلعیده شدن توسط لوله های در حال جوشکاری، تکه تکه شدن در انفجارات و غرق شدن در اعماق دریاها برای تولید نفت، تا شما بفروشید، که دیگر پاداش ندارد!! وای بر نفتیها که وکیلشان شده آقا بالاسرشان، آنهم آقا بالاسری که گویا از صعوبت کار و بدبختی هایشان هیچ چیزی نمی داند یا اگر می داند خود را به کوچه علی چپ زده است. جناب آقای تاجگردون هر چند شاید غرورو لجبازیتان اجازه ندهد این مرقومه را با حوصله بخوانید ولی همانگونه که نقدها عرض شد آمار کشته شدگان ناشی از کاردرصنعت نفت با تمام وزارتخانه ها ( بجز وزارت دفاع ) برابری می کند. مخازن نفت وتآسیسات امروزی با از خود گذشتگی اداره می شوند وکار در تاسیسات دست کمی از فعالیت در میدان مین وسیم خاردار ندارد و بالاخره بدانید که اگر یک گشت چاه بدلیل اظهار نظرهای بی پایه واساس افرادی مثل شما، به جای اینکه چاهی را که بسته شده، بعد از نیم ساعت درمدار تولید قرار دهد، آنرا بعد از ۴۰ دقیقه در مدار تولید قرار دهد یا به عبارتی به زمان در مدار قرار دادن هر چاهی ۱۰ دقیقه اضافه نماید ( که جز وجدان خودش، هیچ رییس و مدیری نمی تواند مانع شود )، آنگاه چندین برابر پاداشها و اضافه حقوقها و….، ضررو زیان متوجه مملکت می شود که بدون تردید مسبب آن کسانی هستند که ناآگاهانه و بدون مشورت با افراد مطلع تصمیم می گیرند. خدا را شکر که نفتی ها عموماُ با کمال افتخار می گویند، این آقایان که به فکر خودشان ودور وبریهایشان هستند، این نفت سرمایه ملی است که در دست ماست، بی مهریها و کم لطفی ها را به حساب سرمایه ملی وملتمان قرار نمی دهیم، این روحیه است که سبب می شود تا شما نفت داشته باشی که بفروشی و به قول خودتان به نفتی ها ندهید.
فرمودهاید: ” شکاف ایجاد شده در حقوقها. ” این بدرستی جای طرح داشته و دارد و شاید یکی از برداشتها این است که نفتی ها جز حقوق های بالا و فرهنگیان جزء حقوق های پایین هستند. کم کردن این شکاف سه راه دارد: اول افزایش حقوقهای پایین، دوم کاهش حقوقهای بالا وسوم افزایش یکی و کاهش دیگری. در صورتیکه در سطح جامعه بررسی فرمایید ملاحظه می نمایید که افرادی با حقوقهای بالا مثل نفت نیز با توجه به گرانی، تورم، هزینه های آموزش و درمان، قیمت سرسام آور ارز و موارد دیگر، یک زندگی معمولی وشاید خوب داشته باشند، لذا منطقی تر آن است که حقوقهای پایین افزایش یابند ولی طبق معمول دست به تخریب تان عالیست. فعلاُ قلع و قمع حقوقهای بالاتر انجام شده وبه حقوق های پایین وعده داده می شود. انشاءالله که آنچه کم شده به حقوق های پایین افزوده شود نه اینکه مثلا بطور میانگین هزار تومان کاهش یابد و صد تومان افزایش!!! که وکیل الدوله ای خوب بجا آورده شود. تازه قرار بود شکاف حقوق شاغلین و بازنشستگان که خیلی ازآنها فرهنگی هستند، ترمیم شود. بفرمایید در این رابطه چه شاهکاری صورت گرفته است؟ حرف درمانی تا کی ادامه دارد؟
فرمده اید: ” زور گویی ممنوع است. ” نمی دانم منظورتان چه بوده است چون مصداقی ذکر ننمود اید و بنده هم نه تنها زور گویی در مرامم نیست بلکه بشدت مخالف آنم. باور بفرمایید با همه شرایطی که بوجود آمده، باز هم بدلیل رعایت برخی حریمها از طرح بعضی مسائل معذورم ولی جنابعالی بدلیل عصبانیت وخروج از ریل منطق، مواردی را بر زبان می رانید که به پاسخگویی مجبورم می کنید. در خصوص زورگویی خدمت جنابتان عرض کنم که زور گویی فقط این نیست که با اسب بالای سر کشاورز داس برگردن وخسته در کنار خرمن، بایستی و منال وخراجی بر او ببندی که از کل محصولش بیشتر باشد و به التماس به دست وپایت بیفتد ونهایتاُ کل محصول او را برای خان بفرستی و مقداری هم بدهکارش کنی و آنگاه تو با غرور بسمت قلعه خان و کشاورز مفلوک هم با شرمندگی و دست خالی بسمت کومهً عیال، به راه افتد. نه برادر من، آن روز آنگونه بود و امروز گونه ای دیگر. همینکه مدیریت و مسؤلیتی که به شرح ناگفته ونقد دوم تحت عنوان انتصابات، حق افراد با تجربه و زحمت کش دیگر بود ولی بنا به خواست واصرار شما به دیگران داده شد تا عزیزان مستحق از امتیازت آن که حق مسلمشان بود بی بهره شوند، عین زورگویی است. همین که به مافوق فشار آوردید تا مدیر عامل حکم عزل دوست شما را علی رغم میل باطنی، بعد از چند ساعت از روی تابلو برداشت و انتصابش را تجدید کرد، مصداق بارز زورگویی است. همینکه بچه های یک خانواده فقیر بیکارند ولی به جرم رآی ندادن به شما نام شان را در لیست مورد نظرتان برای اشتغال نمی آورید، ظلم است. ضرب، شتم، ، تهدید، کتک کاری با مشت ولگد و مصدوم کردن با اسلحه و روانه بیمارستان نمودن هم اگر اتفاق بیفتد، فکر کنم بتوان آن را زور گویی نامید، درست است؟ و بالاخره همین تجمع روزهای متوالی تعدادی از جوانان شهرستان با دهنهای بسته، نماد زور گویی است و اینکه در این مدت در این همه همایش، نمایش و سخنرانی حاضر نشدید حتی اشاره ای به آنها بکنید، زور گویی مضاعف و مهر تآیید بر آن است. مصادیق بی شمار هست. گمانم سر در زیر برف کرده اید، اگر درخانه کس است یک حرف بس است. طبق معمول در خصوص کل مملکت اظهار فضل نموده اید، بماند که از آثار همان توهمی است که در اولین مقدمه در تاریخ ۲۲/۱۱/۹۶ خدمتتان عرض شد ولی قصه کوتاه کنم برادر: شما در گچساران چنیین کرده ای، تو را خدا کاری به مملکت نداشته باشید. شاید عزیزانی باشند که بخواهند خدمتی کنند. اینهم شد مثل همان عبارت مضحکی که بدلیل مسابقه در تملق نوشته بودند: منجی اقتصاد ایران!!! البته این اوضاع اقتصاد، بعید هم نیست حضرتعالی استاد آن باشی یا امثال جنابعالی. خلاصه شاید بهتر بود بفرمایید: ” زورگویی ممنوع است بجز برای زورگویان بالفطره!.”
فرمودهاید: پرده های ریا را کنار بزنیم. (جانا سخن از زبان ما می گویی)، این مهم یک شعار خوب و یک معروف است، چون آفتی است ویرانگر. ولی آیا شما خودتان چقدر شفاف وبی ریایید؟ آیا انجاییکه یک بسته اسکناس در دست گرفته و عده ای مستمند دست هایشان به سمت شما درازاست و التماس می کننند و عکس آن در شبکه های مجازی می چرخد، ریا نیست؟ یا اینکه سالهاست موکلین شما ازشما می پرسند آیا مدرک دکترای مورد تایید وزارت علوم دارید؟ ولی حاضر نیستید پاسخ دهید و در همه بنرها هم کلمه دکتر را می بینید و اعتراض نمی کنید، آیا این عدم شفافیت و ریا نیست؟ البته عزیزی میگفت جدیداُ جایی مشغول به تحصیل هستید ولی اطلاع داشته باشید اگر روزی ارائه دهید، تاریخ اخذ آن مهم است. اتفاقاُ بزرگترین خلاء و ابهام مردمی در مورد جنابعالی، عدم شفافیت در برخورد با موارد جامعه است. اینکه می فرمایید قبل و بعد از پل بریم مواضع متفاوت دارید، ناشی از همین عدم شفافیت است.
فرمودهاید: ” نماینده که بخواهد معامله کند خائن است. ” شنید ن این حرف ازجنابعالی خیلی عجیب است، تا جاییکه مخاطبی می گفت این جمله را باید دروغ سیزده نام نهاد. به هر ترتیب در حوزه انتخابیه، استان و بنوعی در کشور شما را معامله گر حرفه ای می دانند و بعضی ها حتی آن را نقطه قوت شما می شمرند. به عنوان نمونه جزئی و ساده، به خود بنده فرمودید: دو تن از همکاران را ( که در فرصت دیگری به آن خواهم پرداخت ) تغییر بدهید تا من برای ادامه کارت در گچساران حمایت کنم، که بنده قبول نکردم و ” معامله جور نشد! ” همین آخیراُ درخصوص ایل سترگ قشقایی که در کمال صداقت با وجود گزینه ای از قوم خودشان، با اعتماد به برخی از نخبگان وبزرگانشان و نیز شعارهای جنابعالی، حمایتی مثال زدنی از شما داشتند، اکنون که پس از مدتها انتظار، بدنبال مطالبات به حقشان هستند، مجدداُ در یک ” حربه فراتر از معامله ” ، کار را به جایی رساندید تا برای عملی نمودن وعده های قبلی، برخی از عزیزانی که تا امروز مقابل شما بودند به نوعی در کنار شما قرار گیرند و دوستانی که خود را رابط بین شما و این مردم می دا نند، بنا چارضمن تشکر از شما، خواسته ها را مجدداُ یاد آور شوند که بدانید ادامه این حمایت مشروط به عملی نمودن این خواسته هاست و خلاصه جشن این ایل سترگ را تبدیل به یک همایش انتخاباتی نمودید و رسانه های تحت نطرتان هم به گونه ای تیتر زدند که گویا این جماعت صادق رودست خورده اند وفضایی ایجاد نمودند تا منجر به عذرخواهی همان عزیزی شود که برای شما سنگ تمام گذاشته بود. ” پر واضح است در اینجا هیچ ایرادی به مردم این ایل و بزرگان و نخبگانش نیست زیرا آنها بدنبال حداقل حقوق خود هستند ولی حضرتعالی هستید که با همان خوی معامله گری حتی در مقابل حقوق مردم، ثمن آن را به گونه ای مطالبه می کنید.” هر چند خوشبختانه برخی از جوانان برومند این ایل پاسخ مقتضی را دادند ولی بدانید خوی معامله گری آنهم با مردمی که صادقانه برخورد می کنند عواقب خوبی نخواهد داشت. ( البته در آینده که نتوانید به تعهدات معامله عمل نمایید و حواشی آن را نیز نتوانید جمع کنید، روشنتر خواهد شد ). در کل، اگر کسی عامل باشد، مؤثرتر است تا شعار دهد و اگر شعاری دهد که خلاف آن عمل کند دیگر واقعاُ چندش آور است.
فرمودهاید: ” در حادثه سقوط هواپیما بنده بیایم و در مقابل وزیر کوتاه بیایم؟ ” اگر این موضوع را درارتباط با نقد اینجانب تحت عنوان “رفوزه ها را قهرمان نکنیم”، مطرح فرموده اید، باید واقف باشید که بنده عرض نکردم چرا استیضاح انجام شد؟ یا در مقابل وزیر کوتاه بیایید، بلکه عرض کردم نفر اول مرتبط با این موضوع وزیر راه بود ولی شما علیه وزیر کار صحبت کردید و دلایل آن را نیز عرض کردم و در پاسخ به بعضی قلم به دستان عرض شد که به محض سقوط و کشته شدن آن عزیزان همه کسانی که وظیفه ای در آن مورد داشتند یا امروز مدعیند که وظیفه ای دارند، رفوزه شدند، قهرمان کسی بود که موانع پروازی فرودگاه یاسوج برای هواپیمای جت را، مانند فرودگاه گچساران مرتفع می نمود تا این عزیزان کشته نمی شدند، که چنین قهرمانی نداشتیم و خلاصه عرض کردم رفوزه هارا قهرمان نکنیم. شما به جای نقد وسؤالی که از جنابتان شده است، سوال دیگری را خودتان مطرح وخودتان هم جواب داده اید ولی بدانید شنوندگان و مخاطبین متوجه هستند. خیلی ها معتقدند در جریان استیضاح، شما بیشتر تلاش به تطهیر خود مبنی بر وکیل الدوله نبودن و آدم لاریجانی نبودن و بالاخره تهیه یک کلپ انتخاباتی نمودید.
فرمودهاید: ” بازنشستگان دعوت به کار می شوند در حالیکه جوانان جویای کار پشت درهای بسته قرار دارند. ” متاسفانه این بازگشت به کار در سازمانها و وزارتخانه ها براساس قانونی است که مجلس گذرانده است. مستحضرید که تا مدتی پیش برای معاونین رییس جمهور، وزراء، معاونین وزراء، نمایندگان مجلس و استانداران بود ولی اخیرا معاونین وزرا و استانداران حذف شده اند و برای بقیه به قوت خود باقیست. جالب است مجلس قانونی بگذراند که عده ای منجمله نمایندگان مجلس بتوانند بعد از بازنشستگی دعوت به کار شوند، بعد نماینده ای بیاید روبروی مردم بایستد وبگوید جوانان پشت درهای بسته اند و بازنشستگان به کار دعوت می شوند. جل الخالق. در اینجا نیزبه قاطبه عظیم بازنشستگان نه تنها گزارشی از حل مشکلشان ارائه ننمودید، بلکه آنها را سوژه کردید. خلاصه به کام دیگران و به نام بازنشستگان.
“و اما در خصوص شخص بنده” که آقای خلیلی جوابتان را دادند ولی علی رغم میل باطنی چند جمله خدمتتان عرض می کنم. اگر جایی به خود ستایی شباهت داشت، پیشاپیش از شما و همه عزیزان پوزش می طلبم، ناچارم، ببخشید. بنده ۱۰ سال دیگر تا بازنشستگی دارم و معلوم نیست تا آن زمان قانون چند بار تغییر کند و دیگر اینکه اصلا معلوم نیست عمر کفاف بدهد. بنا براین خنده آور است اگر بنده بخاطر پاداش باز نشستگی خودم حرفی زده باشم ( کافر همه را به کیش خود پندارد ) و جای تآسف است که از آن استدلالها و نقدهای چند صفحه ای مرتبط با این موضوع، هیچ برداشت مفیدی نکردید یا نخواستید بکنید. ( البته این فرضیه هم هست که برای اینکه بنده به ناگفته ها و نقدهایم ادامه ندهم، چنین وصله ای چسبانده شود ولی حقیر با علم و برنامه مشخص دست به این نقدها زده ام و با اینگونه برخوردها نه تنها عقب نمی نشینم بلکه احساس تکلیف بیشتری می کنم ). کاش در مورد روحیه و شخصیت بنده اطلاعات بیشتری می داشتید. شاید عجیب باشد ولی آنقدر پول و ثروت را کم ارزش می شمارم که دوستان وهمکارانی که با حقیر ارتباط نزدیک دارند، گواهی می دهند که اکثر مواقع نمی دانستم و نمی دانم رتبه شخصی ام چند ویا پایه حقوقم چقدراست یا چه فوق العاده و مزایایی دریافت می کنم. مورد بعدی اینکه می توانید از مردم منطقه جویا شوید که برای دفاع از حق مالکیت هم ولایتی هایم بر مراتع منطقه چقدر وقت، انرزی و…صرف کردم تا آن را به نتیجه رساندم ولی زمانی که قرار بود همان مراتع را تقسیم و تیدیل به زمینهای کشاورزی کنند، حتی در آن جلسات شرکت نکردم و یک وجب عایدم نشد و نخواستم. هیچوقت ناراحت نشدم و حرفی برزبان نیاوردم والان هم از صمیم قلب راضیم. بر عکس بعضی ها که در هر پروژه، وام و ملکی سعی کرده اند مستقیم یا غیر مستقیم سهیم باشند یا حداقل آن را به نزدیکان سببی ونسبیشان برسانند و الان ورد زبانهای مردم، زمینهای تلخاب شیرین، سینمای گچساران، بنوشکه، باشگاه فرهنگیان، وامهای بافت فرسوده، آبرسانی به زمینهایی تحت تملک، لوله های پروژه آبرسانی، پتروشیمی، زمینهای واگذاری به نام فسفات و کارخانه روغن و پیمانکاری پروژه های بزرگ ازجمله اتوبان گچساران بهبهان و موارد دیگر هستند که اگر حتی بخشی یا درصد کمی از آنها صحت داشته باشد، دلیل آن فقط توجه به پول و ثروت است. جهت اطلاعتان بنده از روزی که خودم را شناختم از خداوند چیزهایی را خواستم که لطف او شامل حالم شد و تا امروز به آنها رسیده ام که خوشبختانه پول جزء آنها نبود ونخواهد بود.
” و مهمترین موضوع اینکه جنابعالی بجای پاسخ دادن به سؤالات و نقدها، دنبال علت نوشتن آنها هستید” که البته این برخواسته از روحیه معامله گری و کاسبکارانه است که بعضیها همواره می خواهند علت وانگیزه منتقد را بدانند تا در صورت امکان به جای پاسخگویی به شکلی با اومعامله کنند تا از ادامه نقد خودداری کند ( اتفاقی که همین روزها به کرات می افتد )، البته از نظر بنده پرسیدن علت مانعی ندارد ولی وقتی علت عرض شد باید صادق بود. بنده اولین مرقومه ام به تاریخ ۲۲/۱۱/۹۶ را در باب علت نقد وحتی علت زمان آن، هم برای شما وهم برای مخاطبین عزیز نوشتم، مضافا” اینکه درپاسخ به پیامی که فرمودید نمی دانم منظورتان چیست، مجددا” مختصر عرض کردم که ” منظورم دفاع از عملکرد بنده وهمکارانم، نقد وضع بعد ازما، ایجاد تردید در جنابعالی برای اصلاح امور و بالاخره آگاهی مردم است. ” هرچند هر علتی داشته باشد اصل نقدها و سؤالات وارد بوده و انتظار برخورد منصفانه و پاسخ منطقی می رفت که شما به روش هیجانی و به سبک تبلیغ انتخاباتی به آن پرداخته اید.
فرمودهاید: ” بعد از پنج سال “، باز هم در همان مقدمه ۲۲/۱۱/۹۶ عرض شد که چرا بعد از پنج سال، ولی به هر حال باید زمانی می گذشت تا شما که با نامه ها و اعتراضات مکررتان به وزارت نفت، نسبت به مدیریت بنده وتیمم معترض بودید، مشخص می شد که می خواهید چه گلی به سر این صنعت عظیم بزنید. ( البته برای حقیر مشخص بود که دنبال چه اهدافی هستید وهمان زمان نیز منعکس کردم). خلاصه اینکه اگر بعد از سه سال بود هم حتما” می فرمودید چرا بعد از سه سال؟! یعنی سؤال بی موردی است.
در نهایت در خصوص اینکه فرموده اید: ” اگر من جای ایشان بودم تاجگردون را ترور می کردم”، باور بفرمایید خشونت درمرام ما نیست، بلکه در مرام کسانی است که جانباز ویلچری را زیر مشت ولگد
می گیرند. البته فکر می کنم این جمله را به شوخی فرموده اید، لذا بنده هم با اجازه به شوخی عرض می کنم: اولاُ خدا را شکر که حقوق و مزایا و پاداش شما را کم نکرده اند وگرنه مسببش را ترور می کردید، ثانیاَ با اینکه رابطه شکرآب است ولی برای اینجانب خیلی بیش از ۵۲۰ تا ۶۲۰ میلیون تومان (مبلغی که به فرمایش خودتان از پاداشم کم شده است )، ارزش دارید.
” پیشنهاد نهایی: توصیه می کنم به جای فرار از پاسخگویی واقعی و چنگ زدن به سفسطه و ابهام و احتمالاُ مطالب کذب، در یک جمع دانشگاهی در شهرمان یک مناظره رو درو برپا داریم و قضاوت را به مردم بسپاریم. ”
به امید روز و روزگاری بهتر
غلامرضا پاکدل
۲۲ اردیبهشت ۹۷








احسنت و درود بر این شفافیت، شجاعت, ادب, سواد, منطق, استدلال. این را میگویند پاسخ دادن واحترام به شعور مخاطب. تورا خدا بیا توصحنه مهندس جوان وتوانمند و خوشتیپ.
خدا یار و یاورت مهندس, لااقل مرد بشناسند این آدم را. آخه با سیل تبلیغات و رسانه های اجاره ای همه را فریب داده بود.
امیدوارم همین عکس را بزرگ کنیم و جلو ستادت بزاریم. وقتی این نوشته هاتو میخونم با خودم میگم پشت تریبون چه میکنه این دلاور.
واقعا” دیگه جای هیچ شکی برای ما نفتی ها نمونده, هیچکس به اندازه آقای تاجگردون تیشه به ریشه نزده. انتخابات آینده نشون میدیم که ۷۰۰۰ نفر کارکنان نفت با خانواده هاشون همونظوری که بردنش بالا چطور میارنش پایین.
من معلم بازنشسته ام, اقفتخار میکنم معلم آقای پاکدل بوده ام. واقعا” حواسش جمع هست. دفاعش از فرهنگیان دست کمی از نفتیها نداره. آدم باید اینجوری وسعت نظر داشته باشه. همون موقعه هم با بقیه فرق داشت.
اینجوری باید از موکلین دفاع کرد. درود بر پاکدل شجاع
شما همتون از یه کرباسیت فقط فکر خودتون هستید اگه فکر مردم بودید اینطور به جون هم نمی افتادید. فکراتونو میذاشتید رو هم مشکلات رو حل میکردید نه بخاطر پست و مقام نقطه ضعفهای همدیگر و رو کنید و همدیگرو ضایع کنید مردم دیگه خوب شناختنتون
احسنت من یک معلم هستم سال های سال است از کم بودن حقوق ما حرف زده شده است. خدایی تا به حال به این زیبایی ندیده ام کسی از حق و حقوقم دفاع کند. مهندس پاکدل خدا خیرت دهد
درود بر مهندس پاکدل. سپاس از روشنگری شما
نماینده معامله گر نمی خوایم.
گل گفتی مهندس. نماینده زحمات قشقایی را به نام خودش مصادره کرد. ولی قشقایی خدا را دارد.
احسنت به شما جناب آقای مهندس پاکدل
واقعا حرفی باقی نگذاشته اید. نوشته ها خود گویای همه حقایق است.
واقعا ما شرمنده ایم از حمایت از نماینده محترم.
یارو را تو ده راه نمیداند سراغ خونه کدخدا را می گرفت. نماینده چه گلی به سر گچساران زده که بخواد تو مسائل کشوری تصمیم خوب بگیره
نفتی ها متحد شدن که جواب تاج را تو انتخابات بهش بدن. افسوس به این همه رای نفتی ها که تو سبد ایشون ریخته شد.
هویت واقعی نماینده برا همه آشکار شد. خدا را شکر.
درود بر مهندس عزیز به خدا این روشنگری شما بسیار بسیار ثواب دارد. آفرین
ایشون که اهل مناظره نیست. بیاد تو مناظره از چی دفاع کند. کدوم کار کدوم عملکرد؟
تاجگردون خواست همایش قشقایی را به نام خودش مصادره کنه ولی با روشنگری جوانان قشقایی خواهد دید که در انتخابات آینده قشقایی چه بلائی بر سرش میاره
درود بر مهندس پاکدل …خدارشکر یکی پیدا شد حقایق و هویت اصلی نماینده رو آشکار کند….
احسنت بر مهندس پاکدل. واقعا که ((جانا سخن از زبان ما میگویی))
اگه همین مدرکش را برا مردم روشن کرد همه حرفا درسته. این خودش یه فریب است و ریا
اقای پاکدل شماعددی نیستید که درمورد دکتر تاجگردون اظهارنظرکنیم.درموردعدالت صحبت نکن که بی عدالتی را درنفت گچساران خودت شروع کردی وهرچه فامیل داشتی سرکاراوردی والان که دستت کوتاه شده حرف بی مورد میزنی……..
احسنت مهندس عزیز گل گفتی
جناب ناشناس عزیز همین تفکر امثال شما باعث نابودی این شهره. چرا نباید از فوق لیسانس تاجگردون اظهار نظر کرد؟ مگه ایشون کیه؟
آفرین بر این شفاف سازی
دست مریزاد مهندس عزیز
آقای تاجگردون مردم این شهر هنوز منتظرن مدرک دکترای شما رو ببینن
شمابرای کم شدن حقوق خودت داغ کردی حیف تاجکردون که امثال شمابخواددرموردش صحبت کنه نمیدانم این ۶سال جراجواب نمیدادی اهاراستی میخوای کاندیدشوی ولی این راهش نیست شیوه ات راعوض کن خیلی هاباتخریب تاج واردشدندولی رفتندته جدول واماتاجکردوون هم بخوادجوابت رابده ازکم عقلی ایشونه
برادر کم عقل نیست جواب نداره حیف که مابهش رای دادیف پشیمانیم
جناب پاکدل عزیز ؛ شما یک مدیر عامل بودی کلی تخلفات ریز و درشت داشتی که اگر جای همین نماینده فعلی بودی معلوم نبود چه ها نمیکردی داداش گل… من که حداقل میدونم تو چه کارهای خلافی مرتکب شدی و بنده هم از مدیریت عملیات بودم و کمترین خدمات ارائه شده من که مستحق بزرگترین تقدیرها و پاداش ها بود بکام داماد و برادر زنت شد .
اقای ناشناس تخلفات زیر و درست پاکدل را اگه مردانگی داری که نداری بگو.
اقای ناشناس کاش یه ذره انصاف در وجودت بود.اگه اهل حلال و حرام و دین و دیانت هستی روز قیامت باید جوابگو باشی. اگه دین نداری لااقل آزاده باش. مهندس پاکدل اگه ایراد تو کارش بود اینجوری حریف نمیطلبید.
این نماینده را با توهمات و شعارهای واهی خیلی بزرگ کردن ولی ماه همیشه پشت ابر نمی ماند. امروز همه فهمیدن که ضعیف ترین نماینده شهر ایشون بوده
گچساران شانس نداشت نماینده خوبی داشته باشه داداش فقط مرحوم شهید نبی زاده بود که خدا ازمون گرفتش وسلام
نماینده کجاست؟ بیاد از پاکدل یاد بگیره چجوری باید کار کرد و از حق مردم دفاع کرد
احسنت بر دلاور مرد لیشتر خدا پشت و پناهت دلاور
پاکدلم چیزی بارش نی
احسنت بر مرد بزرگ گچساران مهندس پاکدل حرف دل مردمو زدید
احسنت برمهندس پاکدل مرد پر توان وبا مطالعه و روشن فکر عاااااااالی بود
عموبرودنبال کارت خیلی ازتوبالاتربودندکه حقشون مدیرعاملی بوداماجون به سیدقدرت قول دادی معامله صورت کرفت ولی تاجکردون بارای مردم انتخاب شدمیدونی یعنی جی یعنی اول بروتوروستاکاندیدشوووزنت رامشخص کن
عمو برو دنبال کارت یعنی چی؟! نوچکر به خانش میره .مثل خودش عصبانی شدیدو ادب را رعایت نمی کنید. اولا” پاکدل ارشد بود اینو همه میدونن.آقای عربزاده هم در پاسخ که بهتون داد مفصل توضیح داد. ولی شما به فرموده قران کر و کور شدید و حقایق را نمی بینید ونمی شنوید.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده ان است که نامش ب نکویی نبرند…
شما ثابت شده ای مهندس پاکدل عـــــــــزیز
جناب مهندس پاکدل شما دریایی از سخاوت بخشش بزرگ منشی وعلم و ادب هستین وامثال اینها نقطه ای بیش نیستند دراین دریا….خداوند یار و یاور همیشگی شما باشد.
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر بار مادر گیتی چو تو فرزند بزاید….درود بر شیر لیشتر که به این شفافیت سخن گفتند…تاج باید در مقابل فهم و درایت تو زانو بزند ،ایشون چیزی برای گفتن ندارن که بخواهند باتو به مناظره بنشینند
اقای ناشناس پاکدل تو نفت رشد کرده و میکنه نماینده شدن که مالی نیست حیف پاکدل نیست که بیاد نماینده بشه شان و جایگاه پاکدل خیلی بالاتر از این حرفاست داداش
باسلام آقای پاکدل مهندس عزیز ساده مینویسم شما موقع که مدیر بودی ومیتوانستی خیلی کارها برای ما کارگران نفت انجام بدی ندادی مثلا چه میشد در دادن شایستگی دست بالا می گرفتی یا از دادن اضافه حقوق ماهانه در کل می نتونستی خیلی کار برای ما انجام بدی که ندادی شغل شریف معلمی بر هیچکس پوشیده نیست اما زمانی کاغذ حقوق مارا بردن تهران مجلی انموقع چرا دفاع نکردی که معلم شغل شریف اما تو شهر بغل خانواده وزیر کپلر بخاری با کمترین فاصله با خونه ریه کارگر نفت هر روز پر میشه از گازهایh2sدار تو گرمای ۶۰درجه وسرماهای استخوان سوز تو خط لوله وسرچاها یکساعت تو تولید وقفه ایجاد بشه سر صداش تا تهران میره و ما کارگران نفت هرگز بازنشستگی را نمی بینیم چون فشارهای روحی استرس گردوخاک گرما واستشناق کارهای سمی بودنمان را نابود میکنه من تو تربیت فرزندان کوتاهی کردم چون ان زمان طرح اقماری بودم و شیفت هم که شدم ساعت۲شب می رسیدم که فرزندان م خواب بودن کدام معلم وضعیت شغلیش اینطوره چرا به هرکس اندازه کارش اهمیت ان زمان ندادی دفاع نکردی معلم باید حفوقش بالا باشه نه فیش حقوقی ما را ببرن تهران کجاذتاجگردون رفته بینک نرگسی و… هر روز تو این جاده ها که ب دانه ما چه میکشیم خدا شاهده تابستان تو مینی بوس بدون کولر گرما۶۰ درجه که نشسته بودیم جرآت نمی کردیم بدنمون را بزنیم به مینی ب الا که تاجگردون آمده سرهمه ما را بریده با این قانون و بی عدالتی چون خودتون همه در رده بالا ضرر میکنید دست بقلم شدی فکر نمیکنی خیلی دوره خود کرده را تدبیر نیست اما آقای تاجگردون سر همه ما را بریدید ونابودمان کردین کاش یکبار با شیفت گوره بینک رگ سفید بیامدی ب دیدی تازه بعد پیاده شدن هنوز گیجی باید سوار پیکار فنرخشک بشی ۸۰ کیلومتر بری برای بازبینی کار چاهای نفت که بیشتر مواقع همکاران غذا را میارن تو اتوبوس تو راه زهرمان میشه خدا را بشناسید تازه پاداش بازنشستگی بخش عمده ایش ماهیانه در قالب صندوق اتیه ماهیانه از حقوق ما هم کم میشه فقط همکاران شرکتی باید جواب بموقع به این بی عدالتیها بدن انشالله و خدا خدا خدا…
برادر عزیزم که تحت عنوان کارگر کامنت گإاشته ای, من چون کارگر و هم درد شما هستم چند بار کامنتتان را خواندم ولی دقیق متوجه منظورتان نشدم ولی آنچه براداشت کرده ام را در جهت تکیل فرمایشتون و دفاع از مرقومه جامع آقی پاکدل به عرضتون می رسونم:
-در خصوص آقای تاجگردون که درست گفتید واقعا نه درد کارگران را می داند ونه یک لحظه مشکلاتشان را درک نموده است ونه هیچوقت دفاعی از آنها داشته است فقط همانطور که آقای پاکدل در نقد اولشان نوشته بودند در زمان انتخابات با آوردن ربیعی وزیر کار مارا گول زد که انشاالله جوابشان را درآینده خواهیم داد هرچند دیر شده ولی محکم جواب می دهیم.
-در مورد آقای پاکدل, خدایی هرکاری تونست برای نیروهای کارگر د و کارمند درزمان مدیریتش انجام داد. ازنظر اضافه کاری, حمایت از کارگران مقابل پیمانکار برای پرداخت به موقع حقوق, حضور مرتب در کار خانه ها وشنیدن مشکلات وحل آنها. یادم هست وقتی گقفتیم بانکها به کارگران پیمانکاری وام قرض الحسنه نمی دهند پیگیری کرد وحلش کرد. اتوبوسها مونو عوض کرد وخیلی کارای دیگه. یعنی به نظر من وخیلی از کارگرا هرکاری تونست انجام داد واز همه مدیر عاملا بهتر بود.
-شایستگس که گفتی که برای کارگرا نیست فقط برای کارمندان رسمیه واون هم سالی یک بارهست نه ماهی یک بار. اضافه حقوق هم طبق قانون کار و بخشنامه های وزارت دادن.
– در این نامه هم بیشترین دفاع را از کارگران شرکت کرده وگفتهاگر میخواهید معلما خوشحال بشن نباید حقوق شرکتیها کم بشه که بازهم دفاع از هرودهست.
پس به نظر من ما باید تلاش کنیم تا پاکدل بیاد توصحنه. باورکنید نمیگم ایده آل هست ولی ازهمه بهتره
درود بر شرف پاکدل که مثل بعضی ها دروغگو نیست و همه حقیقت را برای مردم بازگو میکند :احسنت