به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران، در سال ۱۳۳۹ق. که دکتر مصدق از اروپا به ایران باز می گشت، از راه بوشهر وارد شیراز شد. اهالی فارس به وی اصرار کردند والی گری فارس را بپذیرد و با ارسال تلگرافی به نخست وزیر وقت، خواستار انتصاب مصدق به این سمت شدند. بدین ترتیب وی به والی گری فارس منصوب شد. (۱)
در زمان والی سابق فارس – عبدالحسین میرزا فرمانفرما- «صولت الدوله »به دلیل جنگ با انگلیسی ها از ایلخانی گری قشقایی عزل شده بود . دکتر مصدق با آگاهی از قدرت صولت الدوله در برقراری امنیت در فارس، وی را به ریاست ایل قشقایی منصوب کرد . (۲) همچنین «پلیس جنوب»را که در گذشته روابط خصمانه ای با صولت الدوله داشت، به رسمتی نشناخت .(۳)بدین ترتیب روابط بسیار نزدیک و دوستانه ی صولت الدوله با مصدق تا پایان والی گری وی ادامه یافت.(۴) و سپس در زمان تبعید ایلخانی قشقایی به تهران و حضور وی به عنوان نماینده ی مجلس در تهران در کنار دکتر مصدق که خود نماینده ی مجلس بود، گسترده شد .(۵)پس از مرگ صولت الدوله در زندان رضا شاه، مصدق همچنان با خانواده ی قشقایی ارتباط داشت.
هنگامی که در مجلس شورای ملی زمزمه ی ملی شدن صنعت نفت شروع شد، برادران قشقایی در مجلس شورای ملی و سنا حضور داشتند. محمد حسین و خسرو قشقایی به ترتیب نماینده ی شهرستان آباده و فیروز آباد بودند و محمد ناصر قشقایی سناتور استان فارس بود.(۶) قشقایی ها به دو دلیل به عضویت جبهه ملی درآمده و وارد مبارزات ملی شدن نفت شدند:۱٫همکاری دیرینه آنان با ملیون ایران به ویژه دکتر مصدق ۲٫مبارزه ی همیشگی آنان با خاندان پهلوی که از دوره ی حکومت رضا شاه و مرگ صولت الدوله در زندان وی شروع شده بود.
بدین ترتیب قشقایی ها با قدرت تمام به حمایت از دکتر مصدق پرداختند .در دوره ی نخست وزیری رزم آرا، زمانی که کمیسیون مخصوص نفت در مجلس برای بررسی قرار داد الحاقی «گس – گلشائیان» به ریاست دکتر مصدق تشکیل شد، خسرو قشقایی به عنوان منشی این کمیسیون انتخاب گردید. این کمیسیون پس از یک سلسله مذاکرات مفصل، قرارداد مزبور را رد کرد.(۷)
پس از آنکه خسرو قشقایی به عضویت کمیسیون نفت برای بررسی طرح ملی شدن صنعت نفت در آمد ، در کنار دکتر مصدق کوشش زیادی برای تصویب این طرح به عمل آورد.(۸) تا اینکه کمیسیون نفت طرح فوق را تصویب کرد. سپس مصوبه ی کمیسیون در مجلس شورای ملی و مجلس سنا در ۲۹اسفند ۱۳۲۹به تصویب رسید.(۹) بدین ترتیب صنعت نفت ملی اعلام گردید.
قشقایی ها در دوران نخست وزیری مصدق
زمانی که مجلس به دکتر مصدق پیشنهاد نخست وزیری داد و او در پذیرش این سمت تردید داشت، خسرو قشقایی وی را از قصد دربار مبنی بر تشکیل کابینه توسط «سید ضیاء الدین طباطبایی »آگاه ساخت ، از این رو مصدق روز بعد یعنی پنجم اردیبهشت ۱۳۳۰طرح نه ماده ای خلع ید شرکت نفت ایران و انگلیس را به تصویب مجلس شورای ملی رساند(۱۰) و سمت نخست وزیری را پذیرفت.
با آغاز دوران نخست وزیری دکتر مصدق، برادران قشقایی با تحرک بیشتری وارد جریانات سیاسی شدند. آنان با حمایت سرسختانه و همه جانبه از مصدق موجب جلب توجه محافل سیاسی داخلی و خارجی به سوی خود شدند. همچنین نقش مشاور و نماینده ی سیاسی دولت را عهده دار شدند، به طوری که هر از گاهی مأموریت های سیاسی به آنان واگذار می گردید.
در سال ۱۳۳۰ش. خسرو و ناصر قشقایی به آمریکا مسافرت کردند. خسرو قشقایی در آمریکا کوشش زیادی کرد تا حقانیت ملت ایران و اقدامات دکتر مصدق را به وسیله ی روزنامه ها و محافل سیاسی آمریکا به گوش جهانیان برساند.وی در نیویورک با شرکت درجلسه ی«انجمن آسیایی»،در مورد نهضت ملی ایران وستم های یکصد ساله انگلیسی ها در ایران توضیحاتی دادواظهار داشت که ایلات ایران به ویژه ایل قشقایی حاضر به هر گونه فداکاری در این مبارزه هستند.(۱۱) همچنین هنگامی که «هریمن» فرستاده ی آمریکا برای حل اختلاف نفت بین ایران و انگلیس ،قصد داشت به ایران مسافرت کند، خسرو قشقایی در تلگرافی به دکتر مصدق اظهار داشت که مسافرت وی نزد محافل آمریکایی از اهمیت زیادی برخوردار است و یادآوری کرد او را از اوضاع ایران، احساسات مردم و رفتار انگلیسی ها در ایران آگاه سازند. (۱۲)
در دی ماه همان سال ناصر قشقایی نیز به علت بیماری فرزندش – عبدالله – که در آمریکا تحصیل می کرد، عازم این کشور شد . دکتر مصدق از وی خواست تا در آمریکا اقداماتی برای بازاریابی نفت ایران انجام دهد. (۱۳) ناصر قشقایی در آمریکا با کمپانی ها و دست اندرکاران بازار نفت مذاکراتی انجام داد، در نتیجه پس از مذاکره با فردی به نام «اسمیت»، پیشنهادات وی را مبنی بر خرید بنزین از ایران برای دکتر مصدق ارسال کرد. (۱۴)دکتر مصدق در پاسخ اظهار داشت که نماینده ی خریدار باید به تهران آمده پیشنهادات خود را به هیأت فروش ارائه دهد.(۱۵)وی همچنین با اشخاص دیگری از جمله سناتور«واتسن » که دست اندر کار بازار نفت بود، دیدار کرد اما بیشتر آنان اظهار می کردند برای خرید نفت ایران باید از دولت آمریکا توصیه نامه داشته باشند و وزارت دفاع آمریکا نیز به خاطر نارضایتی انگلیسی ها، حاضر نبود این توصیه نامه ها را صادر کند. از این رو ناصر قشقایی با مقامات وزارت دفاع آمریکا مذاکراتی انجام داد که به نتیجه ای نرسید.(۱۶)
وی در این سفر مصاحبه هایی با مطبوعات و سایر رسانه های گروهی آمریکا انجام داد و در این مصاحبه ها با حمله به وزیر امور خارجه ی آمریکا، او را متهم کرد که از سیاست انگلستان در برابر ایران حمایت می کند. همچنین اظهار داشت در صورت حمله ی هر قدرت خارجی به ایران، ایل قشقایی به جنگ آنان خواهد رفت. این مصاحبه بازتاب وسیعی در رسانه های آمریکا یافت و در نتیجه خشم وزیر امور خارجه آمریکا را برانگیخت .(۱۷)
اقدامات قشقایی ها سبب گردید که انگلیسی ها و دربار شاه، دست به تحریکاتی در برابر آنان بزنند، پس به فرماندهان ارتش در فارس دستور داده شد از راه های مختلف به ایل قشقایی و موقعیت برادران قشقایی فشار وارد سازند. بدین ترتیب اختلافاتی بین قشقایی ها و مقامات ارتش به وجود آمد.(۱۸) این اختلافات موجب گردید شایع شود قشقایی ها قصد شورش در برابر دولت را دارند. این شایعات در مطبوعات خارجی نیز انعکاس یافت. ناصر قشقایی برای پایان دادن به این شایعات که عمدتاً از دربار نشأت می گرفت، در نطقی در مجلس سنا، حمایت همه جانبه ی خود را از دکتر مصدق اعلام داشت. همچنین در نامه ای به دکتر مصدق اظهار داشت: حاضر است یک سوم زمین های کشاورزی خود را در منطقه ی ییلاقی ایل قشقایی در اختیار دولت وی بگذارد تا برای هزینه های جاری دولت استفاده شود. انتشار نامه ی فوق بازتاب زیادی نزد هیأت دولت و طرفداران مصدق داشت و در جلسه هیأت دولت از ناصر قشقایی قدردانی شد.(۱۹)
برادران قشقایی در حوادث ۳۰تیر۱۳۳۱نیز فعالانه وارد عمل شدند. محمد حسین و خسرو قشقایی که در دوره ی هفدهم نیز به مجلس راه یافته بودند، در کنار سایر نمایندگان وابسته به جبهه ی ملی به طور همه جانبه از دکتر مصدق حمایت کردند. آنان همچنین از مردم خواستند به طرفداری از دکتر مصدق قیام کنند.(۲۰)در فارس نیز دست به اقداماتی زدند؛(۲۱) از جمله تهدید کردند که برای حمایت از دکتر مصدق به پادگان شیراز حمله خواهند کرد . (۲۲)پس از استعفای احمد قوام و انتصاب مجدد دکتر مصدق به نخست وزیری، خسرو قشقایی به همراه آیت الله کاشانی و عده ای از نمایندگان طرفدار مصدق، از طریق رادیو به ایراد سخنرانی پرداخت و مردم را به حفظ امنیت شهر و آرامش دعوت نمود. (۲۳) وی در دوم مرداد ۱۳۳۱در مجلس، در نطقی آمریکایی ها را مورد حمله قرار داد و چنین اظهار داشت :«آمریکایی ها تانک های سنگین را به دولت ایران می دهند، برای کشتن مردم نه برای جنگ». سپس مبلغی برای ساختن مجسمه ی زنی که در روز ۳۰تیر به هواداری از مصدق خود را جلو تانک انداخته بود، کمک کرد. (۲۴)
در دوره ی دوم نخست وزیری دکتر مصدق، تحریکات و فشار ارتش در فارس در برابر قشقایی ها افزایش یافت و هر بار به بهانه های مختلف نیرو به مناطق قشقایی ها گسیل می شد . ناصر قشقایی در اعتراض به این اقدام، ارتش را متهم کرد که برای ایجاد اغتشاش در فارس و تأمین منافع انگلیسی ها، دست به این اقدام زده است، اما با پیگیری های دکتر مصدق و مذاکرات ناصر خان این تنش ها تا حدودی کمتر شد. (۲۵)
در زمستان سال ۳۱حوادثی که در مرکز به وقوع پیوست، یک بار دیگر قشقایی ها را به واکنش برانگیخت . این حوادث که از اختلافات بین نمایندگان جبهه ی ملی ناشی می شد، سرانجام باعث جدایی اشخاصی چون مکی، بقایی و حائری زاده از دکتر مصدق گردید. در این اوضاع ناصر خان به طور مرتب با ارسال تلگراف هایی به نمایندگان جبهه ی ملی، آنان را به سازش دعوت نمود، و پیشنهاد کرد برای رفع اختلافات بین آنان، چه در فارس و چه در تهران، حاضر به هر گونه اقدام می باشد.(۲۶)
هم زمان با کوشش های ناصر قشقایی، برادران وی در مجلس حمایت خود را از دکتر مصدق ادامه دادند . خسرو قشقایی در یک سخنرانی در مجلس، پشتیبانی مردم شهرهای مختلف فارس را از دکتر مصدق اعلام داشت. (۲۷) با افزایش تنش هایی سیاسی در تهران، فرماندهان نظامی در مناطق قشقایی اقدامات تحریک آمیز جدیدی را شروع کردند و به بهانه ی اینکه سران طوایف به حضورشان نرسیده اند، آنان را مورد تهدید قرار دادند. در نتیجه احتمال وقوع درگیری پیش بینی می شد. ناصرخان برای جلوگیری از وقوع بحران جدید، کوشش زیادی کرد و با اقدامات برادران قشقایی در تهران و مذاکره با دکتر مصدق و سران نظامی کشور، این تنش نیز فروکش کرد.(۲۸)
منبع:پایگاه نور








خدا وکیلی پایگاه خبری خبرآوران چقدر ترک ها رو دوست داری؟
جای تشکر داره از سایت خبری خبرآوران که حقانیت و وطن پرستی صولت الدوله و پسرانش رو به رشته تحریر درآورده
متاسفانه وطن پرستی و خدمات این بزرگان در بعضی جاها تحریف شده و میشه!
افتخار ما قشقاییها همین هست که با دکتر مصدق و ایت اله کاشانی همراه و متحد بودیم…
باتشکر از سایت خوبه خبر آوران برای این مطلبی که گذاشتین
واری قاشقای لر هچ وقت تاریخ لری نی فراموش ادمیالر تاریخیمیز فرهنگیمیز و دیلیمیز واری سی هویتیمیز دیرلر