در ادامه سفرهای شهرستانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد به همراه معاونان، جمعی از مدیران کل و مدیران دستگاههای اجرایی شهرستان برای بررسی مشکلات بخش سوق و دیدار مردمی عازم شهر سوق شدند تا از نزدیک و رودرو به بیان اقدامات انجام شده و بررسی روند اجرای پروژههای این بخش بپردازند.
در این برنامه که معمولاً به صورت کارگروهی و دیدار چهره به چهره در دیگر مناطق استان اجرا میشد به سخنرانی پشت تریبون اکتفا و بدعت همیشگی جمعآوری نامهها و درخواستهای مردمی اجرا شد.

مردم سوق که از وضعیت رها شده جاده ارتباطی به دهدشت که به قتلگاه هم معروف شده است به شدت ناراضی و مسؤولان را کم کار میدانند به امید تدبیر به جمع مهمانان دیار خود آمدند تا از برنامه مسؤولان برای به سرانجام رساندن این پروژه ۱۰ ساله بشنوند.
مشکلات بخش سوق از زبان امام جمعه این شهر و رئیس شورای شهر بیان شد و بخشدار به عنوان نماینده دولت در بخش تنها خیر مقدم و خوش آمدگویی داشت.
حجتالاسلام مهدی کیانیاصل در ابتدای سخنانش هفته دولت را یادآور سخت کوشی و مجهادت شهیدان رجایی و باهنر دانست و با قدردانی از خدمات انقلاب و نظام تصریح کرد: اگر شکرگزار کاری که انجام شده باشیم خداوند نعمتهایش را بر ما زیاد میکند اما اگر نیمه خالی لیوان را ببینیم عذاب الهی سخت است.
امام جمعه سوق در ادامه ریتم صحبتهایش را تند کرد و گفت: از توقعات به حقی که مردم این شهر دارند و از اقدامات و نعمات مرحوماند نکاتی را عرض میکنم.
کیانیاصل با بیان اینکه سوق آنطور که بایسته و شایسته مردم این دیار بوده، مورد لطف مسؤولان قرار نگرفته است، افزود: جادهای که ۱۰ سال از شروع ان میگذرد هم چنان بلا تکلیف بوده و قربانی میگیرد امروز مایه تأسف است درباره جادهای که ۱۰ سال به درازا کشیده بگوییم به سرانجام برسانید.
وی با بیان اینکه جاده قتلگاه برای مردم و به سرانجام رساندن آن آرزوی دیرینه شده است، ادامه داد: اگر مسؤولان یک هزارم حرکت لاکپشت به این پروژه سرعت میدادند الان تمام شده بود.

همچنین محمدنبی یعقوبیان بار مشکلات سوق را سنگین دانست و اظهار داشت: سوق درخت تنومندی بود که اکنون نهال بیرمقی شده است.
رئیس شورای شهر سوق با اشاره به مهاجرت از این شهر گفت: آنهایی که توانستند را از این دیار بردند آنهایی که ماندند را غیرت ماندگار کرده است.
یعقوبیان گریزی هم به دوران قبل از انقلاب در این بخش داشت و گفت: خود مسؤولان هم باورشان نمیشود آن زمان شهر سوق ترمینال، بانک، یک پزشک و ۲ پزشکیار داشت.
وی گستردگی جمعیت سوق در گذشتههای دور را یادآور شد و گفت: امروز وضعیت سوق به جایی رسیده است که برای اختصاص اعتبار با روستاهای تازه تأسیس هم مقایسه نمیشود.

یعقوبیان تصریح کرد: شهر ما پرآوازه و دارای پتانسیل اما مرده و خاموش شده، مطالبات به قدری است که به روال معمول حل شدنی نیست، باید دستی مهربان از آستین بیرون آید و قفل مشکلات را کلیدی بگشاید.
وی افزود: بخشداری سوق در یک مدرسه مستقر است ،با وجود استعدادهای ورزشی اعتباری به نمایندگی ورزش و جوانان بخش اختصاص داده نمیشود ،وضعیت جاده ارتباطی که بر همه عیان بوده خدمات و عملکرد همه ما را زیر سؤال برده است.
خادمی استاندار کهگیلویه و بویراحمد در بخشی از سخنانش درباره تعریف پروژه جدید آبرسانی به چهار شهر از کهگیلویه و بویراحمد گفت: این پروژه مصوب و برای گرفتن اعتبار در بودجه ۹۵ پیشنهاد داده شد اما شب قبل از ارائه بودجه به مجلس خط خورد.
استاندار کهگیلویه و بویراحمد افزود: در سفر رئیس جمهور و هیأت دولت به استان ۶۰ میلیارد تومان اعتبار برای آبرسانی به شهرهای دهدشت،سوق،چرام و لنده در نظر گرفته شد که با تأمین این اعتبار تا پایان سال ۹۶ آبرسانی به شهرها انجام میشود.
خادمی از وضعیت جاده ارتباطی سوق به دهدشت هم ابراز نگرانی و با خانواده قربانیان این جاده ابراز همدردی کرد و گفت: ما هم دوست داریم پروژه زودتر به سرانجام برسد.
مدیرکل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد هم که در دیدار مهر ماه سال ۹۴ با امام جمعه سوق و اعضای شورای این شهر قول داده بود پنج کیلومتر از این جاده تا پایان همان سال تکمیل شود این بار از ذکر بازه زمانی در تکمیل آن خودداری و بیان کرد: از محضر مردم سوق عذرخواهی میکنم، قصور حقیر را ببخشید.
حسن فدایی که میدانست مردم هیچ وعدهای در تکمیل این پروژه نمیپذیرند با اشاره به کنار رفتن پیمانکار دوم به علت مطالبات بالا پروژه را به مردم واگذار و تصریح کرد: هر پیمانکاری مردم سوق پیشنهاد دهند جایگزین میکنیم.
سخنان فدایی اما واکنش اعتراض آمیز مردم را در پی داشت و برای لحظاتی جو مراسم با سر و صدای مردم متشنج اما با دعوت مجری آرام شد.
================
گزارش از: طیبه سعادتینیک
================








به خدا قسم ، خدا دروغ نیست
گوبلز وزیرتبلیغات رایش سوم نظریهپردازی عجیب در دستگاه رسانهای و تبلیغاتی هیتلر بود . گوبلز را بیش از هرچیز با نظریه معروف دروغ بزرگاش میشناسند. او معتقد بود دروغ هر چه بزرگتر باشد ، باور آن برای مردم راحت تر است. گوبلز میگوید: «دروغ را به حدی بزرگ بگویید که هیچکس جرئت و فکر تکذیب آن را نکند.» او میگفت: «بعضی مواقع دروغهایی میگفتم که خودم از آنها میترسیدم . شما میتوانید زمین ها را مین گذاری کرده و بر روی آنها دژهای نظامی بنا کنید ، اما مهمتر از مین گذاری و بنای استحکامات ، کاشتن مین در ذهن دیگران است ، که تبلیغات امکان این امر را فراهم میسازد ، چرا که اگر سربازی از دشمن را به قتل برسانید تنها یک نفر را کشته اید ، اما اگر امید و انگیزه را در دل همان یک نفر بکشید ، در اندک زمان یک لشگر را از کار انداخته اید. پس از شکست ورماخت در استالینگراد و عقب نشینی ارتش آلمان ، هیتلر دیگر نتوانست در میان مردم حضور یابد گوبلز نیز متوجه این مسئله شده بود که آلمان ، دیر یا زود شکست سختی را متحمل خواهد شد . کم کم گرد ناامیدی راه خود را به دل وی باز کرد. در برگی از دفتر خاطرات وی در این باره میخوانیم : هیچکس نمیتواند ذهن مردم را برای طولانی مدت از حقیقت منحرف کند . دروغ، یکی دیگر از بخشهای تاکتیکهای جنگ روانی محسوب میشود. و هنوز هم مورد استفاده فراوانی در رسانهها دارد و عمدتا برای مرعوب کردن حریف و یا حتی برای مرعوب کردن افکار عمومی مورد استفاده قرار میگیرد. در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش میشود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود . این شیوه شیطانی امروزه توسط برخی رسانه ها بکار گرفته شده و حتی به آن نیز مباهات میکنند. در سه سال گذشته برخی دولتمردان و رسانه های وابسته به آنان با توسل به این شیوه انواع تهمتها و افتراء ها را نثار دولت سابق نمودند اما کسانی که این شیوه نادرست را بکار میبردند غافل از این هستندکه خدایی هم هست و اوست حافظ آبروی بندگانش و این دروغ پردازان بزرگ بواقع در زمین خدا بازی میکنند و ختم کلام اینکه به عاقبت گوبلز مخترع این تئوری شیطانی نظری داشته باشند شاید درس عبرت بگیرند : ساعت ۸ صبح اولین روز ماه مه ۱۹۴۵ بود ساعات پایانی حکومت رایش سوم بود که دکتر ژوزف گوبلز همراه شش فرزند و همسرش باشکستن کپسول سیانول اقدام به خودکشی کردند. او کمی قبل از مرگش به افراد تحت فرمانش دستور داده بود که پس از مرگ ، اجساد او و خانواده اش را بسوزانند تا به دست روسها نیفتد …