به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران، پس از انتشار اعتراض نامه انصراف از شرکت در انتخابات شورای شهر یاسوج توسط احمدرضا کلانی ملقب به میرشکار بویراحمدی به میرشکار باوی غلامرضا تاجگردون، بهنام عکاشه که این روزها خود را برای حضور در انتخابات شورای شهر دوگنبدان آماده می کند، در پی پاسخ گویی برآمده و چنین نوشته است:
نامه شیر سنگی بختیاری به میرشکار یاسوج در اعتراض به میرشکال گچساران
جناب آقای احمد رضا کلانی بویراحمدی که این روزها برخی رسانه ها شما را میر شکار بویراحمد نامیده اند!
از آن رو خود را شیر سنگی بختیاری نامیدم که این روزها باب شده که نه مردم که خودمان خودمان را به نامی بنامیم که احیانا دیگران نمی شناسنند.
البته انسان شایستگی رسیدن به همه مدارج را دارد ولی اینکه بخواهیم خودخوانده به صفتی مفتخر شویم آن گاه کمی نامتعارف جلوه می نماید و حتی ممکن است اسباب انبساط خاطر برخی را فراهم کرده باشیم.
جناب کلانی!
برای انصرافت دلایلی آورده ای که به هیچ عنوان به ماهیت آنها ورود پیدا نمی کنم، ولی ای کاش می ماندی و حداقل برای اثبات حرفهایت ادله می آوردی.
به این کار ندارم که اصل نظام انتخاباتی را با تکیه بر کلام منطقی و دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب زیر سوال می بری هم کاری ندارم و صدالبته کاش نهادهای ذیربط یک بار هم که شده این مسئله را به صورت قاطع لحاظ قرار دهند و تکلیف همه را روشن نمایند.
چرا انتخابات زیر سوال می رود به خاطر چند احسنت گفتن دیگران به ما؟ دوستان باید دقت کنند که دشمنان ما را نظاره گرند و منتظر کوچک ترین سهل انگاری و همین بهانه های کوچک آن می کند که..
چرا چون می خواهیم رای ضدتاجگردون جمع کنیم این گونه همه چیز را به هم ریخته و هیئت های نظارت و اجرائی و بازرسی را که کاملا منفک از یکدیگر بوده اند را به بهانه های واهی نامشروع جلوه می دهیم.
چرا نمی گوئیم همه اینها دلسوزان انقلاب بوده اند؟ چرا نمی گوئیم با حکم ابلاغی همین نظام که داعیه پشتیبانی از ان را داریم مسئول برگزاری این انتخابات شده اند؟ چرا کاری می کنیم که سنگ روی سنگ بند نشود؟
چرا نمی خواهیم درک کنیم این همه کاندیدا از طیف ها و طوایف مختلف را و چگونه به خاطر دستمالی قیطریه را خدای ناکرده به آتش می کشیم؟
پس تفاوت ما با کسانی که همنوا با شبکه های صهیونیستی و صعودی و استکبار جهانی اصل انتخابات را در جمهوری اسلامی قبل از برگزاری انتخابات زیر سوال می برند چیست؟.
میر شکال بودن را باید مردم تایید کنند و به فرد صفت بدهند با توهین به دیگران و زیر سوال بردن مسئولین و تشنج آفرینی نمی توان میرشکال شد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، گچسارانی ها آقای تاجگردون را با رائی بی سابقه به نمایندگی برگزیده اند و این سخن شما توهین به حداقل ۷۵ درصد از گچساران ها قلمداد می شود.
جناب کلانی!
کاش می ماندی و می دیدی یاسوجی ها چه استقبالی از تو می کنند؟ یک بار باید روشن شود که برند ضدگچساران که این روزها در تاجگردون تبلور یافته به چه میزانی مورد استقبال مردم یاسوج قرار می گیرد؟
به یک مورد اشاره ای گذرا می کنم. اگر این برند نتیجه می داد الان سیدباقر موسوی در انزوا نبود و دکتر هدایتخواه بر کرسی های پارلمان زانو به زانوی تاجگردون نشسته بود و برای بویراحمد افتخار می آورد ولی اینچنین نشد.
چرا الگوی «عزت بویراحمد» که بزرگان دو جناح سیاسی یاسوج آن را دنبال می کردند شکست خورد؟ چرا آن همه انتقاد از حاج زارع نیز نتوانست او را به گوشه رینگ ببرد؟ این بازی ها تمام شده است.
جناب کلانی!
نمی دانم روزی که شهردار و شورای شهر یاسوج تصمیم گرفتند نام نامی بویراحمد را بر سه گوشه کوچکی در انتهای بلواری به همین نام بگذارند چه فکری می کردند.
هنوز نفهمیده ام حس واقعی صادق الهی نژاد فصل نو که کماکان در فصول کهنه قدم برمی دارد چه بوده است که این گام را فتح الفتوح و به مثابه اشغال سفارت گچساران عنوان کرد؟
اصلا نمی فهمم چه مشاور سیاسی به دکتر نیکبخت گفته بود همه وزانت علمی خود را در یک سخنرانی از بین ببرد و به کسی که اصلا رقیب او نبود بتازد و عده ای هم ندانسته برایش هورا بکشند؟
خیلی سخت است درک کردن حالات سیدباقر موسوی که بعد از آن همه دلسوزی برای جریان فاخر اصلاحات به یکباره به قول ایمان محمدپورفتح نقاب از رخ برگرفته و چهره شوونیستی خود را به نمایش بگذارد؟
آقای کلانی!
می خواهی و می خواهید به کجا برسید؟ چرا به داشته های خود تکیه نمی کنید؟ چرا از خود هر چه در چنته دارید رو نمی کنید؟ چرا نمی گذارید این شهر و این استان کمی نفس بکشد؟
شهر یاسوج در باتلاقی به نام تعصب و توهم برخی بزرگان خود فرو رفته و جز با حربه اتحاد و منطق نمی شود آن را به در آورد.
سونامی تدریجی بیکاری، معضلات اجتماعی، فقر، مهاجرت، گسست بین نسلی و هزار کوفت زهرمار دیگر دارد به یاسوج نزدیک می شود و ما هنوز در پی نالیدن از دست مقسمان بودجه استانیم که دو هزارم درصد سهم فلان شهر بیشتر شده است.
حال شما را درک نمی کنم و مطمئنم جوانان و دانشجویلان و نسل جدید هم هیچ ارتباطی با شما و عقایدتان برقرار نمی نمایند.
دنیا فرق کرده آقای کلانی. دنیای ما دیگر جای این آدم ها و این افکار نیست. حداقل تفاوت را در گرایشات نسل جدید از زنان و جوانان بویرحمدی به راحتی می شود دید.
بروید و در کافه ها که جوانان تان مجالی برای سخن گفتن پیدا می کنند بگردید و ببینید که چقدر فرق دارد یاسوج امروز با یاسوجی که تو در آن رشد کرده ای. قرن جدیدی آمده است.
قرنی است که مدرنیسم و پسامدرنیسم و هزار ایسم دیگر در حال اشغال ذهن ملت هاست و ما در کهگیلویه و بویراحمد به دنبال گرمسیر و سردسیریم و می گردیم پی اینکه آیا کلاه فلانی تک گوش است یا دوگوش؟
phone 7 plus و Galaxy S8 Sumsung با چه امکاناتی دارند برای جوانان و ما بدون اینکه بخواهیم تصمیم می گیرند و آن وقت ما برای یک مشک و ملار و جشنواره انگور زمین و زمان را به هم می دوزیم.
چرا از قوم و طایفه خود مایه می گذارید؟ چرا از این ایل نامدار هزینه می کنید برای چهارتا رای بالا و پائین؟
اتفاقا خود ما در اینجا چپ و راست از تاجگردون انتقاد زیاد می کنیم و حتما گه گاهی آنها را می خوانی ولی دیگر امکان ندارد عقب ماندگی های شهرمان را زیر سر یاسوجی ها بدانیم که از قدیم گفته اند از ماست که بر ماست.
ما یک قرن تمام هرچه برسرمان آمد را زیر سر یاسوجی ها دانستیم ولی چندسالی است که فهمیده ایم این توهمات اشتباه بوده و به جای تضعیف شما به تقویت توان خود و حمایت نخبگان خود پرداخته ایم.
برای یک بار هم که شده خودتان باشید. فقط همین. خودتان باشید.
بهنام عکاشه
جناب آقای احمد رضا کلانی بویراحمدی که این روزها برخی رسانه ها شما را میر شکار بویراحمد نامیده اند!
از آن رو خود را شیر سنگی بختیاری نامیدم که این روزها باب شده که نه مردم که خودمان خودمان را به نامی بنامیم که احیانا دیگران نمی شناسنند.
البته انسان شایستگی رسیدن به همه مدارج را دارد ولی اینکه بخواهیم خودخوانده به صفتی مفتخر شویم آن گاه کمی نامتعارف جلوه می نماید و حتی ممکن است اسباب انبساط خاطر برخی را فراهم کرده باشیم.
جناب کلانی!
برای انصرافت دلایلی آورده ای که به هیچ عنوان به ماهیت آنها ورود پیدا نمی کنم، ولی ای کاش می ماندی و حداقل برای اثبات حرفهایت ادله می آوردی.
به این کار ندارم که اصل نظام انتخاباتی را با تکیه بر کلام منطقی و دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب زیر سوال می بری هم کاری ندارم و صدالبته کاش نهادهای ذیربط یک بار هم که شده این مسئله را به صورت قاطع لحاظ قرار دهند و تکلیف همه را روشن نمایند.
چرا انتخابات زیر سوال می رود به خاطر چند احسنت گفتن دیگران به ما؟ دوستان باید دقت کنند که دشمنان ما را نظاره گرند و منتظر کوچک ترین سهل انگاری و همین بهانه های کوچک آن می کند که..
چرا چون می خواهیم رای ضدتاجگردون جمع کنیم این گونه همه چیز را به هم ریخته و هیئت های نظارت و اجرائی و بازرسی را که کاملا منفک از یکدیگر بوده اند را به بهانه های واهی نامشروع جلوه می دهیم.
چرا نمی گوئیم همه اینها دلسوزان انقلاب بوده اند؟ چرا نمی گوئیم با حکم ابلاغی همین نظام که داعیه پشتیبانی از ان را داریم مسئول برگزاری این انتخابات شده اند؟ چرا کاری می کنیم که سنگ روی سنگ بند نشود؟
چرا نمی خواهیم درک کنیم این همه کاندیدا از طیف ها و طوایف مختلف را و چگونه به خاطر دستمالی قیطریه را خدای ناکرده به آتش می کشیم؟
پس تفاوت ما با کسانی که همنوا با شبکه های صهیونیستی و صعودی و استکبار جهانی اصل انتخابات را در جمهوری اسلامی قبل از برگزاری انتخابات زیر سوال می برند چیست؟.
میر شکال بودن را باید مردم تایید کنند و به فرد صفت بدهند با توهین به دیگران و زیر سوال بردن مسئولین و تشنج آفرینی نمی توان میرشکال شد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، گچسارانی ها آقای تاجگردون را با رائی بی سابقه به نمایندگی برگزیده اند و این سخن شما توهین به حداقل ۷۵ درصد از گچساران ها قلمداد می شود.
جناب کلانی!
کاش می ماندی و می دیدی یاسوجی ها چه استقبالی از تو می کنند؟ یک بار باید روشن شود که برند ضدگچساران که این روزها در تاجگردون تبلور یافته به چه میزانی مورد استقبال مردم یاسوج قرار می گیرد؟
به یک مورد اشاره ای گذرا می کنم. اگر این برند نتیجه می داد الان سیدباقر موسوی در انزوا نبود و دکتر هدایتخواه بر کرسی های پارلمان زانو به زانوی تاجگردون نشسته بود و برای بویراحمد افتخار می آورد ولی اینچنین نشد.
چرا الگوی «عزت بویراحمد» که بزرگان دو جناح سیاسی یاسوج آن را دنبال می کردند شکست خورد؟ چرا آن همه انتقاد از حاج زارع نیز نتوانست او را به گوشه رینگ ببرد؟ این بازی ها تمام شده است.
جناب کلانی!
نمی دانم روزی که شهردار و شورای شهر یاسوج تصمیم گرفتند نام نامی بویراحمد را بر سه گوشه کوچکی در انتهای بلواری به همین نام بگذارند چه فکری می کردند.
هنوز نفهمیده ام حس واقعی صادق الهی نژاد فصل نو که کماکان در فصول کهنه قدم برمی دارد چه بوده است که این گام را فتح الفتوح و به مثابه اشغال سفارت گچساران عنوان کرد؟
اصلا نمی فهمم چه مشاور سیاسی به دکتر نیکبخت گفته بود همه وزانت علمی خود را در یک سخنرانی از بین ببرد و به کسی که اصلا رقیب او نبود بتازد و عده ای هم ندانسته برایش هورا بکشند؟
خیلی سخت است درک کردن حالات سیدباقر موسوی که بعد از آن همه دلسوزی برای جریان فاخر اصلاحات به یکباره به قول ایمان محمدپورفتح نقاب از رخ برگرفته و چهره شوونیستی خود را به نمایش بگذارد؟
آقای کلانی!
می خواهی و می خواهید به کجا برسید؟ چرا به داشته های خود تکیه نمی کنید؟ چرا از خود هر چه در چنته دارید رو نمی کنید؟ چرا نمی گذارید این شهر و این استان کمی نفس بکشد؟
شهر یاسوج در باتلاقی به نام تعصب و توهم برخی بزرگان خود فرو رفته و جز با حربه اتحاد و منطق نمی شود آن را به در آورد.
سونامی تدریجی بیکاری، معضلات اجتماعی، فقر، مهاجرت، گسست بین نسلی و هزار کوفت زهرمار دیگر دارد به یاسوج نزدیک می شود و ما هنوز در پی نالیدن از دست مقسمان بودجه استانیم که دو هزارم درصد سهم فلان شهر بیشتر شده است.
حال شما را درک نمی کنم و مطمئنم جوانان و دانشجویلان و نسل جدید هم هیچ ارتباطی با شما و عقایدتان برقرار نمی نمایند.
دنیا فرق کرده آقای کلانی. دنیای ما دیگر جای این آدم ها و این افکار نیست. حداقل تفاوت را در گرایشات نسل جدید از زنان و جوانان بویرحمدی به راحتی می شود دید.
بروید و در کافه ها که جوانان تان مجالی برای سخن گفتن پیدا می کنند بگردید و ببینید که چقدر فرق دارد یاسوج امروز با یاسوجی که تو در آن رشد کرده ای. قرن جدیدی آمده است.
قرنی است که مدرنیسم و پسامدرنیسم و هزار ایسم دیگر در حال اشغال ذهن ملت هاست و ما در کهگیلویه و بویراحمد به دنبال گرمسیر و سردسیریم و می گردیم پی اینکه آیا کلاه فلانی تک گوش است یا دوگوش؟
phone 7 plus و Galaxy S8 Sumsung با چه امکاناتی دارند برای جوانان و ما بدون اینکه بخواهیم تصمیم می گیرند و آن وقت ما برای یک مشک و ملار و جشنواره انگور زمین و زمان را به هم می دوزیم.
چرا از قوم و طایفه خود مایه می گذارید؟ چرا از این ایل نامدار هزینه می کنید برای چهارتا رای بالا و پائین؟
اتفاقا خود ما در اینجا چپ و راست از تاجگردون انتقاد زیاد می کنیم و حتما گه گاهی آنها را می خوانی ولی دیگر امکان ندارد عقب ماندگی های شهرمان را زیر سر یاسوجی ها بدانیم که از قدیم گفته اند از ماست که بر ماست.
ما یک قرن تمام هرچه برسرمان آمد را زیر سر یاسوجی ها دانستیم ولی چندسالی است که فهمیده ایم این توهمات اشتباه بوده و به جای تضعیف شما به تقویت توان خود و حمایت نخبگان خود پرداخته ایم.
برای یک بار هم که شده خودتان باشید. فقط همین. خودتان باشید.
بهنام عکاشه








اثابت اینجوری نمینویسن برادر😁
تاحالااسم کلانی رانشنیده ام ولی میدانم تاجگردون درهمان بویراحمدکاندیدشودبارای مطلق به مجلس راه پیدامیکنه اگرتاجگردون میرشکاره نشون داده وثابت کرده که میرشکاره امابیجهت به دیگران لقب میرشکارندهیم کاش کلانی می ماندورای ۵۰۰تایی خودرامیدید
حیف نیست تاجگردون را با یه عده بی نام و نشان مقایسه کنند. تاجگردون اگر میرشکار است در عمل ثابت کرده . وبه نظر من تنها دلسوز مردم کل استان است . من خود شاهد بودم که تاجگردون چگونه برای مردم وخصوصأ جوانان استان تلاش میکند .
میر شکار دیگه شده مثل کلمه مهندس که به همه میگن.همه یجوری بخودشون حال میدن.احتمالا فردا یکی میگه من ولادیمیر پوتینم…
خواهشا حذبش نکنید انتخابات که میشه همه برادر وفامیل میشوند ولی بعداز انتخابات کار واولویتهافقط مال فامیلها وخانواده گی میشودحیف این مردم که به شماها اعتماد میکنند