به گزارش خبرآوران، براساس گزارشهای سازمان اسکان بشر وابسته به سازمان ملل متحد از سال ۱۹۹۵چند نکته کلیدی رابه عنوان ویژگیهای رهبران شهری به ویژه شهردار بیان کرده است که عبارتنداز:
۱- برقراری ارتباط یعنی رهبری هر شهری بتواند با تکنیکها و ساختارهای لازم ارتباط نوشتاری و شفاهی با مردم و مدیران حوزه خود برقرار کند و مهارت استفاده از اینترنت و رسانه ها رامناسب با مسیولیتش به عنوان رهبر شهر بیاموزد.
۲-تسهیل گری یعنی توانایی داشته باشد که تضادهای بین فرد و بین گروهی را بطور مناسب حل کند .بتواند عدم توافقها را ازطریق اجماع سازی و میانجی گری بدست آورد.
۳-استفاده از قدرت یعنی بداند که شیوه استفاده از منابع موقعیتی و شخصی راچگونه برای انجام بهتر شرایط بچیند ومراقب باشد که شخصیت اوبرای شهر و مدیرانش شخصیتی ازاردهنده وتند خو وبدور از داشته های یک مقام سیاسی نباشد.
۴-تصمیم گیری یعنی بلد باشد و بداند که باتوجه به شیوه عملکردها و راهبردها و برنامه ها چه زمینه های در اختیار دارد و متوجه باشد که بالا و پایین کردن سخنانش و نوع پوشش و سکوت و سخنش در کجا و برای چه و در کجا چگونه باشد .
۵-سیاستگذاری یعنی درک روشنی از نیازهای شهر و ضرورتها و اولویتها داشته باشد یعنی اهداف بلندمدت و کوتاه مدت و میان مدت را بداند.
۶-توانمندسازی یعنی به طورپیوسته به تربیت و توانمندسازی نیروها کارشناسان و کارکنان حوزه ی خود بپردازد و از افرادی که شایستگی و توانمندی لازم را برای مدیریت شهری دارند استفاده کرده وروی انها سرمایه گذاری کند.
۷-قابلیت مذاکره یعنی اینکه رهبرشهر بتواند توانایی تعامل بین گروه ها و اصناف و ذینفعان درجامعه شهری راداشته باشد .بتواند ازطریق اقدام اجمالی مشترک شهر را مدیریت کند .بتواند باتوجه به توانایی عاطفی و شناختی و رفتاری و ارتباطی نیروها و مقامات محلی وگروه های ذی نفع رابرای پیشبرد توسعه شهری یکپارچه متحدسازد.
۲-تسهیل گری یعنی توانایی داشته باشد که تضادهای بین فرد و بین گروهی را بطور مناسب حل کند .بتواند عدم توافقها را ازطریق اجماع سازی و میانجی گری بدست آورد.
۳-استفاده از قدرت یعنی بداند که شیوه استفاده از منابع موقعیتی و شخصی راچگونه برای انجام بهتر شرایط بچیند ومراقب باشد که شخصیت اوبرای شهر و مدیرانش شخصیتی ازاردهنده وتند خو وبدور از داشته های یک مقام سیاسی نباشد.
۴-تصمیم گیری یعنی بلد باشد و بداند که باتوجه به شیوه عملکردها و راهبردها و برنامه ها چه زمینه های در اختیار دارد و متوجه باشد که بالا و پایین کردن سخنانش و نوع پوشش و سکوت و سخنش در کجا و برای چه و در کجا چگونه باشد .
۵-سیاستگذاری یعنی درک روشنی از نیازهای شهر و ضرورتها و اولویتها داشته باشد یعنی اهداف بلندمدت و کوتاه مدت و میان مدت را بداند.
۶-توانمندسازی یعنی به طورپیوسته به تربیت و توانمندسازی نیروها کارشناسان و کارکنان حوزه ی خود بپردازد و از افرادی که شایستگی و توانمندی لازم را برای مدیریت شهری دارند استفاده کرده وروی انها سرمایه گذاری کند.
۷-قابلیت مذاکره یعنی اینکه رهبرشهر بتواند توانایی تعامل بین گروه ها و اصناف و ذینفعان درجامعه شهری راداشته باشد .بتواند ازطریق اقدام اجمالی مشترک شهر را مدیریت کند .بتواند باتوجه به توانایی عاطفی و شناختی و رفتاری و ارتباطی نیروها و مقامات محلی وگروه های ذی نفع رابرای پیشبرد توسعه شهری یکپارچه متحدسازد.
ویژگیهای شخصیتی مدیران موفق:
۱-انگیزه به عنوان یک صفت شخصیتی مهم است.
۲-مهارتهای ارتباطی یعنی متناسب با فهم ودرک شنوندگان و حضار با کسب و شیوه خاص سازمان یا گروه باشد.
۳-ذکاوت و زیرکی یعنی با ذکاوت خود بطور دقیق به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی انها بپردازد.
۴-راستی و صداقت چراکه زیردستان عموما از مدیرصادق و قابل اطمینان اطاعت میکنند.
۵-تشویق و پاداش یعنی بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنانش را به گونه ای مفید و اثربخش مورد تشویق قرار دهد حتی تشویق کلامی
۶-قدرت پیش بینی یعنی درتعیین احتمالات واقع بین باشد و هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد.
۷-عملگرابودن یعنی در راستای اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آمادگی رویارویی باناکامیها و کارشکنیها و انتقادات درست و نادرست را داشته باشد و از هیچ گونه کوششی دریغ نورزد.
۸-تفویض قدرت یعنی توانایی در کارگروهی و پیوند با زیردستان جهت اداره بهینه سازمان
۹-اعتمادبنفس یعنی انعطاف پذیرباشد و خیلی به تایید دیگران نیازی نداشته باشد
۱۰-تسلط یعنی فردی قاطع و صبور و مسلط بوده ودرشیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ ومسلم باشد .
۱۱-ثبات هیجانی یعنی قادر به تحمل ناکامیها و فشارروانی باشد و بامشکلات پیش امده کنار اید.
۱-انگیزه به عنوان یک صفت شخصیتی مهم است.
۲-مهارتهای ارتباطی یعنی متناسب با فهم ودرک شنوندگان و حضار با کسب و شیوه خاص سازمان یا گروه باشد.
۳-ذکاوت و زیرکی یعنی با ذکاوت خود بطور دقیق به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی انها بپردازد.
۴-راستی و صداقت چراکه زیردستان عموما از مدیرصادق و قابل اطمینان اطاعت میکنند.
۵-تشویق و پاداش یعنی بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنانش را به گونه ای مفید و اثربخش مورد تشویق قرار دهد حتی تشویق کلامی
۶-قدرت پیش بینی یعنی درتعیین احتمالات واقع بین باشد و هنر درک امکانات و احتمالات را داشته باشد.
۷-عملگرابودن یعنی در راستای اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آمادگی رویارویی باناکامیها و کارشکنیها و انتقادات درست و نادرست را داشته باشد و از هیچ گونه کوششی دریغ نورزد.
۸-تفویض قدرت یعنی توانایی در کارگروهی و پیوند با زیردستان جهت اداره بهینه سازمان
۹-اعتمادبنفس یعنی انعطاف پذیرباشد و خیلی به تایید دیگران نیازی نداشته باشد
۱۰-تسلط یعنی فردی قاطع و صبور و مسلط بوده ودرشیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ ومسلم باشد .
۱۱-ثبات هیجانی یعنی قادر به تحمل ناکامیها و فشارروانی باشد و بامشکلات پیش امده کنار اید.
ویژگیهای مدیر موفق،
۱-ثبات شخصیتی به این معنا که شهروندان شاکله و کلیت شخصیت مدیر را با آیتمهای مشخص بشناسند و درباره رفتارهای آینده او منتظر شخصیت چند گانه ای از او نباشند، این خصیصه باعث میشود اعتماد شهروندان که شاخص بسیار مهمی در تعامل با مدیران شهریست افزایش کمی و کیفی مضاعفی داشته باشد و فارغ از نکات منفی عملکرد مدیر از نکات منفی اون بعنوان ابزاری برای تخریب او استفاده نکنند و برعکس مردم بر حسب اعتماد به رفع نکات منفی او را مساعدت کنند و روحیه تعاملگرایی افزایش یابد و آثار مثبت این همگرایی مدیران و مردم در عمل خود رت نشان دهد.
۲-روحیه هماهنگ کنندگی و سازماندهی در منابع، از آنجا که در خیلی از معضلات مدیریت شهری کمبود بودجه ملاک نیست و مشکل در هماهنگی بین بخشی و درون سازمانی و بین سازمانی است این ویژگی مدیران مشخصاً ناهماهنگیها و اختلاف نظرهای مدیران سایر سازمانها را تسهیل و پیوستگی و هارمونی منسجم حاصل از این فرایند موجب میشود مدیران دیگر سازمانهای اداری و نهادها در راستای اهداف مشخص شده مساعدت و همکاری لازم را داشته باشند و این ویژگی بیشتر متوجه مدیرانی خواهد شد که از قدرت روابط عمومی و بیان بیشری با دیگر مدیران و نهادهای مسئول برخوردارند.
وظایف مردم در مقابل حفظ و صیانت از زیبایی شهر،
وظیفه حفظ زیبایی شهر امری متقابل و سیستمی است که باید همگان در این مهم ایفای نقش کنند، در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی علاوه بر برنامه های تخصصی زیبایی شهری که از طرف نهادهای زیربط طراحی و اجرا میشود شهروندان نیز با رعایت فرهنگ شهری و رعایت اصول صیانت از زیبایی حاکم بر شهر در حفظ زیبایی شهر سهیم میشوند.
شهر شکیل و زیبا آثار روانشناختی و جامعه شناختی زیادی در رفتار مردم و حفظ روحیه نشاط و شادی ساکنان شهر دارد و رغبت و انگیزه مضاعفی برای کارهای روزمره و شغلی و سایر فعالیتهای آموزشی و علمی و اقتصادی مردم دارد. در حفظ زیبایی شهر فرهنگ سازی نقش زیادی دارد و نهادهای فرهنگی دولتی و مردمی و مراکز آموزشی در قالب سیاستگذاری و برنامه های مدون باید به بسط و توسعه و درونی کردن فرهنگ صیانت از زیبایی شهر مبادرت کنند تا جایی که هر شهروند که در شهر قدم میزند حفظ زیبایی شهر را مانند خانه شخصی خود واجب بداند
نقش مردم شناسی شهردار در مدیریت.
آنچه که قبل از هر کار عمرانی و خدماتی در حوزه مدیریت شهری لازم تر به نظر میرسد شناخت شهردار از بافت شهری و قومیتی و منش و افکار غالب بر رفتار مردم آن شهر است، این شناخت لازمه برنامه ریزی و ترسیم راهبردها و تدوین طرحهای شهری و تعامل با سایر سازمانها است، شناخت قاطع شهردار از توقعات شهروندان و مطالبات اساسی و فرعی آنها در اولویت بندی سلسله مراتب نیازهای آنها کمک شایانی میکند و بر اساس همین اولویتها در معماری برنامه های بلند مدت و میان مدت و کوتاه مدت بهره لازم را خواهد برد. وقتی مردم حس کنند که نیازها و اولویتهای زندگی آنها مورد توجه مدیران شهری است و تغییرات لازم در سطح شهر را در راستای تحقق مطالبات خود ارزیابی کنند و از نزدیک تحقق خواسته های خود را لمس کنند قطع یقین همکاری و همگرایی بیشتری با مدیران شهری در پرداخت مالیات و عوارض میکنند و احساس تلکیف بیشتری برای حفظ و نگهداری از تجهیزات و امکانات بالفعل موجود در شهر خواهند کرد.
مردم وقتی حس کنند که مدیران شهری فارغ از مطامع مادی و شخصی ایفای نقش میکنند ضریب تحمل آنها در مقابل کمبودهای احتمالی بالا میرود چون میدانند که مدیران همت لازم را در انجام این مهم دارند و امیدوار به حل موانع در آینده کمبودهای احتمالی را تحمل میکنند.
۱-ثبات شخصیتی به این معنا که شهروندان شاکله و کلیت شخصیت مدیر را با آیتمهای مشخص بشناسند و درباره رفتارهای آینده او منتظر شخصیت چند گانه ای از او نباشند، این خصیصه باعث میشود اعتماد شهروندان که شاخص بسیار مهمی در تعامل با مدیران شهریست افزایش کمی و کیفی مضاعفی داشته باشد و فارغ از نکات منفی عملکرد مدیر از نکات منفی اون بعنوان ابزاری برای تخریب او استفاده نکنند و برعکس مردم بر حسب اعتماد به رفع نکات منفی او را مساعدت کنند و روحیه تعاملگرایی افزایش یابد و آثار مثبت این همگرایی مدیران و مردم در عمل خود رت نشان دهد.
۲-روحیه هماهنگ کنندگی و سازماندهی در منابع، از آنجا که در خیلی از معضلات مدیریت شهری کمبود بودجه ملاک نیست و مشکل در هماهنگی بین بخشی و درون سازمانی و بین سازمانی است این ویژگی مدیران مشخصاً ناهماهنگیها و اختلاف نظرهای مدیران سایر سازمانها را تسهیل و پیوستگی و هارمونی منسجم حاصل از این فرایند موجب میشود مدیران دیگر سازمانهای اداری و نهادها در راستای اهداف مشخص شده مساعدت و همکاری لازم را داشته باشند و این ویژگی بیشتر متوجه مدیرانی خواهد شد که از قدرت روابط عمومی و بیان بیشری با دیگر مدیران و نهادهای مسئول برخوردارند.
وظایف مردم در مقابل حفظ و صیانت از زیبایی شهر،
وظیفه حفظ زیبایی شهر امری متقابل و سیستمی است که باید همگان در این مهم ایفای نقش کنند، در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی علاوه بر برنامه های تخصصی زیبایی شهری که از طرف نهادهای زیربط طراحی و اجرا میشود شهروندان نیز با رعایت فرهنگ شهری و رعایت اصول صیانت از زیبایی حاکم بر شهر در حفظ زیبایی شهر سهیم میشوند.
شهر شکیل و زیبا آثار روانشناختی و جامعه شناختی زیادی در رفتار مردم و حفظ روحیه نشاط و شادی ساکنان شهر دارد و رغبت و انگیزه مضاعفی برای کارهای روزمره و شغلی و سایر فعالیتهای آموزشی و علمی و اقتصادی مردم دارد. در حفظ زیبایی شهر فرهنگ سازی نقش زیادی دارد و نهادهای فرهنگی دولتی و مردمی و مراکز آموزشی در قالب سیاستگذاری و برنامه های مدون باید به بسط و توسعه و درونی کردن فرهنگ صیانت از زیبایی شهر مبادرت کنند تا جایی که هر شهروند که در شهر قدم میزند حفظ زیبایی شهر را مانند خانه شخصی خود واجب بداند
نقش مردم شناسی شهردار در مدیریت.
آنچه که قبل از هر کار عمرانی و خدماتی در حوزه مدیریت شهری لازم تر به نظر میرسد شناخت شهردار از بافت شهری و قومیتی و منش و افکار غالب بر رفتار مردم آن شهر است، این شناخت لازمه برنامه ریزی و ترسیم راهبردها و تدوین طرحهای شهری و تعامل با سایر سازمانها است، شناخت قاطع شهردار از توقعات شهروندان و مطالبات اساسی و فرعی آنها در اولویت بندی سلسله مراتب نیازهای آنها کمک شایانی میکند و بر اساس همین اولویتها در معماری برنامه های بلند مدت و میان مدت و کوتاه مدت بهره لازم را خواهد برد. وقتی مردم حس کنند که نیازها و اولویتهای زندگی آنها مورد توجه مدیران شهری است و تغییرات لازم در سطح شهر را در راستای تحقق مطالبات خود ارزیابی کنند و از نزدیک تحقق خواسته های خود را لمس کنند قطع یقین همکاری و همگرایی بیشتری با مدیران شهری در پرداخت مالیات و عوارض میکنند و احساس تلکیف بیشتری برای حفظ و نگهداری از تجهیزات و امکانات بالفعل موجود در شهر خواهند کرد.
مردم وقتی حس کنند که مدیران شهری فارغ از مطامع مادی و شخصی ایفای نقش میکنند ضریب تحمل آنها در مقابل کمبودهای احتمالی بالا میرود چون میدانند که مدیران همت لازم را در انجام این مهم دارند و امیدوار به حل موانع در آینده کمبودهای احتمالی را تحمل میکنند.
فاطمه گرجی پور فرهنگی و دبیر علوم اجتماعی







