خبرآوران/ماه خون و شمشیر رسید و تا ظفر استکبار در هم شکسته شود و دهه فجر آغاز شد. من اما پشت پرده ای از اشک ورود امام را مرور میکنم و ملتی که انقلاب کرده بود تا به اوج عزت برسد. پدرم نیز ۱۲ بهمن ۵۷ اشک میریخت به شوق انقلابی که پس از بیست […]

خبرآوران/ماه خون و شمشیر رسید و تا ظفر استکبار در هم شکسته شود و دهه فجر آغاز شد.
من اما پشت پرده ای از اشک ورود امام را مرور میکنم و ملتی که انقلاب کرده بود تا به اوج عزت برسد.
پدرم نیز ۱۲ بهمن ۵۷ اشک میریخت به شوق انقلابی که پس از بیست و پنج قرن به پیروزی رسیده بود . انقلاب مردم بر شیطان.
اما جنس اشک و من و پدرم فرق دارد ، او اشک ریخت به ذوق امام و شوق انقلاب و من اشک میریزم از درد مردم کارتن خواب خیابان انقلاب و کپر نشینان منجمد اطراف شهر.
از انقلاب کوچه ها بی نصیب ماندند و مشتی آرمان فراموش شده و یارانی که تنها مانده اند بین امام حسین و آزادی در طریق انقلاب.
میخواستند و میخواستیم از عاشورا به معراج برویم که جمل پیش آمد جمل را سخت در هم شکستیم و گرفتار خیبر شدیم، قلعه خیبر که فتح شد اماده حکومت شدیم اما هر روز و هر لحظه نهروان ها بود که پیش می آمد و می آید.
جنگ با خوارجی که نه درد ملت میفهمند و نه اصول حکومت.
چقدر خون به دل روح الله رفت از این منافق ها و چه می کشد علی در کوچه های خلوت کوفه با این خناس ها و نسناسها.
کشورم ایران رنگ آرامش ندیده و مردمی که نه عدالت علی را چشیده اند نه مزه ی صلح حسن.
جشن انقلاب نور است و مردمم سخت در مشقت.
معاویه ها و عمروعاص ها آنقدر پیش امده اند که علی در میدان تنهاست .
باید از محراب کوفه پرسید از سیل اشک های بوتراب و تکان شانه های ابن ابی طالب.
چهل ساله شدیم و برگشتیم به همان روزگار فقر و فلاکت و درویشی.
کاخ نشینان به مسند امور رسیده اند و کوخ نشینان زیر چرخ های توسعه ای که نیست له شده اند.
از آن پیامبر رستگاری و یارانی چون مقداد و اباذر و سلمان و علی یک علی مانده بی حسین و حسن و فاطمه.
دین مردم پس دکانها و نانوایی ها به امانت گذاشته و با قرصی نان و کاسه ای شیر عوض میشود.
نمیدانم چه بنویسم و چه بگویم از روزگاری که مردمش اینگونه بهت زده به انقلابی مینگرند که اصحابش به تاراجش داده اند.
رجعتی سخت و سنگین باید،
بازگشتی بی شک پر هزینه و پر دردسر که البته برای انقلابی که دریایی از خون آبیاری اش کرد به جان ناقابلمان میرزد.
انقلابمان را از نااهلان پس خواهیم گرفت حتی به قیمت جانمان.
مرگ بر من اگر علی دیگری در این سرزمین تنها شود و تاریخ بر بی عرضگی جوانانش گواهی دهد.
سید جواد فدائی
فعال سیاسی