به گزارش خبرآوران، سید محمد ذوالفقاری از مخاطبان این پایگاه خبری با ارسال یادداشتی در خصوص سفر تاج‌گردون به بویراحمد نوشته است: امشب ایلیا و طاها در آغوش مادر سر به بالین خاک نهادند و بعد از صد روز در دستان پدر آرام گرفتند. نرگس اما امانتی های ایل را به سلامت به آغوش بویراحمد برگرداند. […]

به گزارش خبرآوران، سید محمد ذوالفقاری از مخاطبان این پایگاه خبری با ارسال یادداشتی در خصوص سفر تاج‌گردون به بویراحمد نوشته است:

امشب ایلیا و طاها در آغوش مادر سر به بالین خاک نهادند و بعد از صد روز در دستان پدر آرام گرفتند.
نرگس اما امانتی های ایل را به سلامت به آغوش بویراحمد برگرداند.
دختر ایل بابکان مادر خسته و سرما زده امشب در دامان دنا آرام گرفت.
دنا این دوست صد روزه و این کوه غمگین امشب دلتنگ مهمان هایش است.
مهمان هایی که رفتند تا در دشت بویراحمد بزرگ از مادرانه های دنا بگویند و از مازه سفید و شبهای پر ستاره حوض دال و نول و پازن پیر.
امشب این سوی شهر خاموشی بود و اندک سوی شمع های مزار گل نرگس و گلزاده هایش.
ستاره باران دارالرحمه بویراحمد و اشکهای پدر که نمیداند از پیدا شدن خانواده اش خوشحال باشد یا از نداشتنشان گریان.
آن سوی شهر اما در تالار ستاره جشن و سرور است و میزبان کسی نیست جز تاجگردون .
مردی که در شب نالان بویراحمد غریو شادی سر داد و بی توجه به داغ مردان بابکان مست مدیحه سرایی چاکران دربار از آلبوم میر شکارش رونمایی کرد.
این سوی شهر یک شهر و صد ایل در سوگ مسافران شکارِ دنا آن سوی شهر میرشکار جعلی و نورافشانی و سرمست از قدرت.
نه تاریخ بویراحمد این شب را فراموش میکند نه اشک دنا نه ناله های برنوی بلند بابکان .
آری تو سرمست از این القاب دروغین باش و من و ایلم پر کین از این بی چشم و رویی.
آنگاه که شانه های مردانه ایلم در غم فرزندانش میلرزید دستان وقیح مشوقان تو همآهنگ ناله های من میرقصید.
تاریخ را باز برایت مینویسیم تا بدانی بویراحمد نه آنگونه ذلیل است که تو میخواهی نه تو آنگونه بزرگی که خود میخوانی.

  • نویسنده : سیدمحمد ذالفقاری