به گزارش خبرآوران ستار دیلمی طی یادداشتی به مطلب انتقادی مسلم حضرتی‌نژاد از غلامرضا پاکدل واکنش نشان داده است: بسمه تعالی اگر اندیشه برتر از قومیت است که هست، پس چرا نوشته تان عصر حجری و سراسر قومیتی است؟ کاش هیچ وقت لب باز نمی کردی تا باعث شرمساریمان نمی شدی. تا دیگران جواب کوبنده و […]

به گزارش خبرآوران ستار دیلمی طی یادداشتی به مطلب انتقادی مسلم حضرتی‌نژاد از غلامرضا پاکدل واکنش نشان داده است:

بسمه تعالی

اگر اندیشه برتر از قومیت است که هست، پس چرا نوشته تان عصر حجری و سراسر قومیتی است؟
کاش هیچ وقت لب باز نمی کردی تا باعث شرمساریمان نمی شدی.
تا دیگران جواب کوبنده و دندانشکنی نداده اند، مجبورم خودم پاسخی بدهم.
اگر ضابطه حاکم باشد از همه اقوام به نسبت جذب می شوند و نیاز به قوم گرایی نیست.
نگران نباشید، معمار اقتصادِ به این خوبی، پر رونقی، با ثبات و خوب را کسی نمی تواند تخریب کند!!
اگر برادرت بکار گرفته شود بدان که این متاع را به قیمت بسیار گزاف بدست آورده ای. اووف برشما.
عموزاده با غیرتم!!
جناب آقای مسلم حضرتی نژاد

با سلام،
نامه مبتدیانه، بی اساس، مغرضانه، بسیار متملقانه، خلاف واقع، سراسر تناقض و شرم آورتان را به بزرگمرد دیارمان، چهره فراقومی، نامی و سرشناس گچساران وباشت آقای مهندس غلامرضا پاکدل خواندم. از هر سو سیل پیامها وتلفن ها به بنده وسایر فامیلها گسیل شده است که این مسلم حضرتی نژاد کیست و به چه حقی به نمایندگی از بخشی از مردم باشت، لیشتر و گچساران مطلب نوشته اند؟!! (البته این اعتراض از سوی اهالی لیشتر و گچساران بسیار شدیدتر بود)، ما هم جز ابراز شرمندگی پاسخی نداشتیم و ناچاراٌ برآن شدم تا بر حسب وظیفه دینی و انسانی وبا توجه به شناختی که از نزدیک با اخلاق، طرز فکر و سطح سوادتان داشتم، شخصاٌ پاسخ شما را داده، تا دیگران پاسخ محکمتر و دندان شکن تری ندهند. عموزاده با غیرتم !!، کاش کمی به حد و اندازه خودتان و نیز حد واندازه کسی که می خواستید به ایشان نامه بنویسید می اندیشیدید یا به آن عزیزی که از شما خواسته بود این نامه را بنویسید یا برایتان نوشت، می فرمودید که شما خودتان هنوز اندر خم یک کوچه اید. به هر حال، در هیچ یک از نوشته های آقای مهندس پاکدل یک جمله جهت گیری قومیتی زبانی، ایلی یا جغرافیایی وجود نداشته وندارد، وسعت وگستره نگاه ایشان فراتر از قومیتهاست. در دنیای دوریی های امروزی، زبان و قلم وعملشان یکی است، نه چون بعضیها و شمایند که می نویسید ” اندیشه برتر از قومیت است “، ولی نامه تان عصر حجری بوده و درسراسر آن از عرب بودن و سهم خواهی قومیتی سخن می رانید، گو اینکه آقای مهندس پاکدل مدیر عامل شده بودند تا به اقوام و خویشانشان برسند! نه برادر من، منش و روش آقای مهندس پاکدل بر مبنای ضابطه و عدالت بود و همان روش خود سبب می شد تا همه اقوام از لر، ترک و اقوام دیگرساکن در گچساران باشت از جمله عربهایی که شما اسم برده اید به نسبت جمعیتشان در فرصتها سهیم وبکار گرفته شوند و اتفاقاٌ تا حد زیادی مستحق ترینهایشان نیز جذب شوند، نه مانند دوران بعد از آقای مهندس پاکدل که هیچ ضابطه ای حاکم نیست و انتصابات و جذبها فقط سهم گروه و خانواده هایی خاص و عموماٌ متملق ترها، قلدرترها یا غنی ترها هستند. به همین دلیل اگر کمی منیّت را کنار میگذاشتید و انصاف پیشه می کردید متوجه میشدید که اتفاقاٌ مطابق همان ضوابط از همانهایی که سنگشان را به دروغ به سینه میزنید هم به تعدادی که شما خواسته اید، بکار گیری شده است. مگر خود بنده عموزاده شما و ساکن باشت نیستم؟ مگر آقایان م . ف و غ . ح . د عمه زاده های شما و باشتی نیستند؟ مگرآقای ع ، م از بستگان شما نمی باشد؟ ومگر…؟ و مگر در بین فامیل، از اینها مستحق تر هم بود؟ اگر واقعاٌ دلسوز فامیل و به فکر فامیلهای مستحق بودید، باید به رسم تشکر، بوسه بر دستان آقای مهندس پاکدل می زدید. اینها را عرض کردم تا هم پاسخ آن سوالی را که چند بار پرسیده اید داده باشم، هم عرض کنم که خدماتی که آقای مهندس پاکدل به خانواده های ما کرده است، آقایان تاجگردون که از اول انقلاب تا کنون، تمام کمال در خدمتشان بوده اید، نکرده اند، فقط مانند سایرین بر ما و شما منّت بی خدمت گذاشته اند و شما هم دفاع از آنها را برای خودتان، متأسفانه کلاس می دانید. ( به راستی در سه سال آقای مهندس پاکدل حداقل چهار نفر از ما جذب شدند آیا در شش سال آقای تاجگردونِ شما دوازده نفر پشکشتان، دو نفر جذب شدند؟ راستی غلامِ عزیز شما از صد و چهل نفر أخیر نفت چند نفر را به شما اختصاص داد؟ ) نوشته اید که مدتها سکوت کرده اید، ای کاش هیچوقت لب باز نمی کردید تا این شرمساری را در تاریخ ایلمان ثبت نمی نمودید. آیا شایسته است که چشم را ببندی و دهان را باز کنی تا هر چه خواست بگوید؟ آیا شایسته است مغز و فکر را تعطیل کنی و قلم را رها سازی تا هرچه خواست بنویسد؟ البته نقدهای آقای مهندس پاکدل آنقدر مستند، مستدل و منطقی هستند که نه تنها جنابعالی بلکه شخص به قول خودتان آقای دکتر!!؟ تاجگردون را هم به سکوت واداشته است. شما اولین کسی نیستید که ملتمسانه از آقای مهندس پاکدل می خواهید که دیگر ننویسند. قبل از شما هم خیلی از هم فکرانتان خواهش کرده اند، ولی باید شیرمردی پیدا می شد تا پرده از واقعیتها بر می داشت و اسرار برای مردم هویدا می کرد و بدانید که روشنگری ادامه دارد. در خصوص شفافیت هم ادایِ فضل کرده اید: برخلاف کسانی که هیچوقت شفاف و روراست نبوده اند، حتی علی رغم سؤالات مکرر مردم ورسانه ها در خصوص جذب صد و چهل نفر اخیر و نیروهای بیمارستان بی بی حکیمه، هنوز برای مردم شفاف سازی نکرده اند، ولی آقای مهندس پاکدل همواره شفاف عمل نموده و گزارش داده اند. می توانید به گزارش شش سال پیش ایشان در جلسه تودیعشان رجوع کنید که بعنوان تنها مدیر عامل و حتی تنها مسئول چگونه به مردم و همکارانشان گزارش داده اند. و اما از توانایی آقای مهندس پاکدل، همین بس که همه و حتی طرفداران آقای تاجگردون منجمله شخص شما، انتظار دارید که ایشان در مدت سه سال آنهم بعنوان مدیر عامل شرکت نفت، به اندازه شش سال و نیم آقای تاجگردون آنهم بعنوان نماینده، کار کرده باشد که خوشبختانه همینگونه وبهتر هم بوده است. به نقد سوم در خصوص عملکرد طرحها و پروژه ها مراجعه کنید تا متوجه شوید که عملکرد آقای پاکدل وهمکارانشان بیش از ده برابر آقای تاجگردون وتیمشان در دوره مشابه بوده است.فرموده اید: ” معمار اقتصاد! ! را تخریب نکنید. ” آخر برادر من: معماری را که چنین اقتصاد پر رونق، پویا، خوب، بدون تورم، با ثبات، بدون گرانی، بدون نوسان نرخ ارز و طلا و توأم با رفاه آسایش برای مردم فراهم کرده است، چگونه می توان تخریب کرد؟؟ لذا نگران نباش! ! مدیریت بومی و براساس شایسته سالاری و نیز جذب نیروهای بومی در زمان آقای مهندس پاکدل بنا گذاشته شد، لذا اگز دوست داشتی از کلمه ” جولانگاه ” در متنت استفاده کنی بهتر بود جای دیگری برای آن پیدا می کردی. در خصوص مقبولیت ایشان: فقط بیاد بیاورید که زمانی که ایشان در منطقه بویر احمد گرمسیر و لیشتر و خیر آباد از کاندید خاصی حمایت کرد، مردم چه استقبالی از ایشان کردند و در همان روستایی از لیشتر که شما حتی بدون اطلاعات تاریخی و نَسَبی میخواهی خودت را از آقای پاکدل به آنها نزدیکتر بدانی، ازمیان ششصد رأی، کاندید شما یعنی نماینده فعلی، بیست رای نداشت و کاندید مورد نظر آقای مهندس پانصد و شصت رآی داشت. القصه، حداقل ما می دانیم که الان قریب به چهار سال است که برای بکار گیری برادرت به نماینده التماس می کنید و شک نداریم این نامه را به همین خاطر نوشته اید تا شاید مشکل برادرتان یا خودتان حل شود، اما اگر برادرتان یا خودتان جایی جذب شدید، دو نکته را بدانید: اولاٌ این متاع را به قیمت بسیار گزافی بدست آورده اید که از هر جوانمردی چنین معامله ای به دور است. ثانیاٌ بدانید آقای مهندس آنقدر بزرگ است که شما با توهین و بد وبیراه گفتن به ایشان و دلجویی از نماینده، مزد دریافت می کنید، پس قدردان آقای مهندس باشید نه آقای دکتر!! در انتها از شأن و منزلت سخن به میان آورده اید، باید عرض کنم آنچه در شأن ما نبود و نیست تملق و چاپلوسی و برادر فروشی است. کاش شما در مراسم و محافل بزرگ حضورمیافتید تا می شنیدید ومی دیدی که چگونه از آقای مهندس پاکدل جزء سه نفر مطرح شهرستانهای گچساران و باشت نامبرده و از حضورشان تقدیر و تشکر می شود. شما آزادید و حق رأی دارید که از هر کسی که دوست دارد حمایت کنید وبه او رای دهید اورا برادر خودت بدانید ولی حیف است که داشته های بزرگ انسانی را به خاطر خواسته های کوچک اینچنینی مورد معامله قرار داد. اوووف برشما.
با این دو بیتی به پایان می برم: معرفت نیست در این معرفت آموختگان / ای خوشا دولت بیدارِ دل افروختگان. دلم از صحبت این چرب زبانان بگرفت / بعد از این دست من و دامن لب دوختگان
به امید حفظ عزت و مردانگی
ستار دیلمی
۴ مهر ۹۷