به گزارش خبرآوران حمید بخشایی عضو سابق شورای اسلامی شهر دوگنبدان طی یادداشتی با اشاره به وضعیت سیاسی و جناحبندیهای سیاسی در ایران نوشته است:
یک جریان، حزب یا جناح با یک ایدئولوژی در مراحل اولیه تشکیل و پیدایش رابطهای با منافع ندارد اما در مراحل کامل شدن و تکوین به مرور زمان کسانی به این جناح گره میخورند که احساس نزدیکی به منافع خود میکنند یعنی عدهای منافع خورد را در جناح میبینند اگر چه مارکسیسمها روی یک وجه از زندگی بیش از حد تکیه میکردند و آن وجه اقتصادی بود اما عدهای در کشور ایران هم روی وجه سیاسی بیش از حد تکیه کردند و این دیدگاه افراطی در سیاستزدگی عاملی برای پیدایش آقازادهها، پستهای آنچنانی غیرمنطقی، رواج تملقگویی، حذف افراد با شخصیت و دانا، مستقل شد و در نهایت پیدایش رانتها و اختلاسها، پدران و مادران آمال و آرزوهای خود را در فرزندانشان جستجو میکنند آیا با این رفتارهای سیاسی افراطی مسیر برای آیندگان و نسلهای آینده این سرزمین هموار شده است؟
در مرزبندیهای متصلب سیاسی بعد از زمان آقای خاتمی رئیس جمهور اسبق غلظت بیشتری به خود گرفت و قشربندیهای اجتماعی شدت بالایی پیدا کرد در جوامعی که مرزبندی بیشتر شود قطعا مشکل بتوان به یک اجماع نظر ملی رسید ، مشکل جناحهای ایران همین بود که نتوانستند تفکرات خود را به نفع مردم در یک چهاره سیاسی تلاقی دهند.
وقتی یک جناح خود را مدعی بهتربودن بداند قطعا خود را در تولید و ارائه اندیشه و راهحلها و دیدگاهها منحصربفرد می داند و بسیار طبیعی است که انسان و جامعه ساخنه شده این جناح یک فرد قالبی و کانالیزه خواهد بود و تفکرات و رویکردهای این چنینی در جامعه رشد مطلوبی نخواهد شد بلکه این افراد مخاطرهآمیز هم خواهند شد و سطح توقعات چنین افرادی از جناح خود برای دریافت پستها و مقام بیشتر خواهد شد.
در ایران جناحهای سیاسی با افراط در دیدگاههای خشک و منجمد و جزماندیشی بیش از حد باعث شدند که هر کدام طناب سیاست را به سوی خود بکشند و منتج به نتیجهای نه چندان مناسب در سیاستهای خارجی و حتی ایجاد مشکلات در افکار عمومی و داخل کشور شوند اگر به قبای کسی برخورد یبل کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا در آغاز کار خود تمام موافقان و مخالفان خود را در یک محل برای ارائه یک برنامه در راستای خدمت به آمریکا دعوت کرد آیا جناحهای سیاسی در ایران قادر به چنین رویکردی بودهاند تا مردم از همفکری آنها بهرهمند شوند؟
باید اذعان کرد که ما به یک دمکراسی نو با یک ادبیات فراجناحی نیاز داریم و قبل از نوسازی سیاسی جدید نیاز به افرادی داریم که از لحاظ روانشناسی خاص فردی و جامعه پذیرای افرادی تربیتشده و صاحبان شخصیتی قوی وطندوست، مسئولیتپذیر عدم فرصتطلبی، عدم عافیتطلبی آنها برای مردم مشخص شده باشد.
جناحهای سیاسی یکی از ارکان جامعه مدنی در کشور هستند( جامعه مدنی شامل احزاب، جناح، مطبوعات، نشریات و فضای مجازی ….) که خود این جناحها با عملکرد غیرمنطقی و سکوتهای بیمورد خود باعث ضعیف شدن جامعه مدنی شدهاند آنها دچار سوءتغذیه تئوریک و مدیریتی شدهاند، تئوریها و نظرات جناحها فقط بر روی کاغذ قوام دارد و حالت تزئینات سیاسی به خود میگیرد و کاربرد عملی ندارد کدامیک از جناحهای سیاسی به عنوان یک تشکل سیاسی قوی توانستند نشان دهند که حامی مردم هستند و به عنوان یک معترض به وضع موجود در خیابانها و میادین جلودار مردم با یک گردهمایی اعتراضآمیز صدای مردم را به گوش دولتمردان و مسئوولان برسانند. در شرایط کنونی باید گفت با توجه به عملکرد جناحهای سیاسی در ایران باید اذعان کرد که ما به پایان یا به عبارتی به کسوف جناحها رسیدهایم.
اگر قرار است دوباره به جناحهای سیاسی اعتماد کنیم احمقهای بیش نیستیم به قول آناتول فرانتس احمق از حقهباز بدتر و شاید خطرناکتر است این سرگرمی سیاسی راست و چپ به انیمیشن تام و جری بیشتر شباهت دارد که مردم را از عمق قضایا دور نگه داشته و تنها سرگرمی ظاهری برای آنها مهیا کردهاند.
یک جریان یک حزب و جناح و ایدئولوژی میتواند سرپوشی باشد برای منافع اقتصادی و علایق اجتماعی عدهای خاص به همین دلیل است که مبحث سیاستزدگی هنوز رواج دارد و در جریان است بطوریکه یک کارچاقکن سیاسی اهمیت بیشتری دارد تا یک معلم یا پزشک، اینها همه به طور نسبی محصول جناحهای سیاسی هستند که یک شبه یک فرد با تملقگویی و متصل به مشرب جناحی شدن به آرزوهای کوچک خود میرسند.
ادامه دارد….







