به گزارش خبرآوران قربان کرمی رئیس سابق امور عشایر گچساران طی یادداشتی با مقایسه عملکرد عبدالرحیم رحیمی فرماندار سابق گچساران و علی خان‌پایه فرماندار کنونی نوشته است: ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این بعد از این میزان خود شو، تاشوی موزون خویش امروز که در پیج اینستاگرام آقای فرماندار اولین جلسه هماهنگی اتنخابات مجلس یازدهم را […]

به گزارش خبرآوران قربان کرمی رئیس سابق امور عشایر گچساران طی یادداشتی با مقایسه عملکرد عبدالرحیم رحیمی فرماندار سابق گچساران و علی خان‌پایه فرماندار کنونی نوشته است:

ساعتی میزان آنی، ساعتی موزون این
بعد از این میزان خود شو، تاشوی موزون خویش
امروز که در پیج اینستاگرام آقای فرماندار اولین جلسه هماهنگی اتنخابات مجلس یازدهم را دیدم یهویی بر آن شدم تا اینگونه بگویم؛
آیا خوان پایه رحیمی دیگر است؟؟؟
گچساران یا همان دیار نفت و آفتاب همانگونه که استحضار دارید با وجود موقعیت استراتژیکی؛ سیاسی امنیتی؛ جغرافیایی و مهمتر اجتماعی که ناشی از تنوع قومی و عشیره ای است معمولا دارای شرایط خاص انتخاباتی بوده و هست و خواهد بود؛ لذا این شرایط بلقوه چگونگی به فعلیت رساندنش نیازمند یک تدبیر ویژه ای است که صرفا به فرماندار بر می گردد.
مهندسی انتخابات خاصه مجلس شورای اسلامی دارای حساسیت دوچندانی است که باید پیش از ورود به این میدان اسباب لازم را فراهم آورد.
در ادوار گذشته حداقل در زمان ریاست جناب آقای حاج عبدرحیم رحیمی در جایگاه فرماندهی انتخابات به روشنی بر همگان مبرهن گشت که می شود در دیاری خاص کاری خاص را هم به خوبی به انجام رساند.
شاهد بر این ادعا کسب رتبه اول در استان و رتبه پنجم در کشور بود.
ستاد انتخابات شهرستان رتبه پنجمی کشوری را به لحاظ سلامت انتخابات کسب کرد و این میسر نمی شد مگر با مهندسی دقیق انتخابات و اشرافیت کامل بر اوضاع فرهنگی اجتماعی که در راس این ستاد مدیریت بسیار عالی رئیس ستاد انتخابات جناب آقای رحیمی قرار گرفت.
حال جناب آقای خوان پایه در سال اول باید چند کار مهم را با هم یکجا تجربه کند.
اول : از مهندسی عمران و خط و ربط گارد ریل پایانه ها و گذر از تونل های تاریک به مهندسی سیاسی و رفتار اجتماعی وارد شود و نتی

جه را به فرجامی غیر برجامی برساند که این خود کار به یقین کار سختی خواهد بود ؛ چرا که معادلات ریاضی هرچند در راستای معادلات اجتماعی است ، ولی اما کلید واژه مجهولات معادلات فرهنگی ؛ سیاسی و اجتماعی نخواهد بود .
دوم: اهتمام به همگرایی طیف های مختلف و اثرگذار سیاسی شهرستان؛ انسجام طوایف، ایلات، تیره و تبار عشیره ای و هم اندیشی فامیل های مختلف که به نوعی نقطه اشتراکات شان از هرزمان دیگری کمتر شده هم جبهه دیگری است که کلید اتاق فکرش دست فرماندار است و لازم است به موقع باز شود که در غیر اینصورت شاید هرکسی به میل خود و لی وقت از این دیوار بالا رود.
سوم: حضور کاندیداهای مختلف با اندیشه های متفاوت و با شعارهای نو در عرصه سیاسی شهرستان و مهمتر بودن سید قدرت حسینی که به قول خودش این بار با دو قدرت می آید که حضور ایشان به خودی خود کار خوان پایه را به سبب تمایلات احساسی گروهی از نزدیکان جبهه اصلاحات که فارغ از خط و مشی سیاسی با نامهربانی های اردوگاه خودی دلربوده وعده های ایشان گرده اند سخت تر خواهد کرد.
چه بسا از سوی دیگر فرماندار علیرغم میل باطنی در برابر گروهی از هم تباران خود قرار گیرد و به نوعی در دوراهی ” احساس و قانون ” قدرت تصمیم گیری برایش سخت شود که در این حالت ریسک معنا ندارد و باید تدبیر کرد و تفسیر نمود.
چهارم: انتظاراتی که در حال حاضر جبهه اصلاحات از فرماندار دارند؛
اصلاحات علیرغم داشته های زیاد ولی، اما همچنان منتظر اتفاقات پیش روی اصولگرایانی هستند که دارای جبهه متحد تری هستند و برنامه های منسجم آنان شاید کار فرماندار تازه وارد به میدان را سخت کند؛
شرایط عوامل اجرایی و نظارتی نیز با گذشته دارای تفاوت های اساسی است و این خود نیاز به هماهنگیهای لازم دارد که باید به خوبی تدبیر شود.
لذا انتظار عمومی و سوال اصلی این است که آیا خوان پایه می تواند رحیمی دیگر باشد؟
به نظر می رسد عملکرد چند ماهه جناب آقای خوان پایه علیرغم لوح تقدیر استاندار محترم که نشان از فعالیت های عمرانی و ارتباطات سازمانی نه سیاسی او داشته آنچنان زمینه قضاوت را برای مردم فراهم نیاوده که بتوانند به یقین و قاطعیت پیشبینی کنند و همچنان مردد هستند که آیا ایشان می تواند از پس این حجم سنگین حاشیه ساز و معنادار بر آید ؟ و یا اینکه ایشان در این ماراتن چند ماهه چشم امید به خدمات اورژانسی نماینده محترم بسته که در میانه راه به امدادش برسد.
اینها و موارد مشابه همه نقاط ابهام این آزمایش شخص اول دولت در شهر صنعتی گچساران است که در ادامه و بخش های بعدی به آن خواهیم پرداخت.
با احترام قربان کرمی