ظهور و بروز احمدی نژاد نتیجه حمایت و همدلی احزاب نبود. سال ۸۴ که جامعه روحانیت و مدرسین حوزه علمیه در حمایت از لاریجانی و هاشمی رفسنجانی دچار شکاف عمیقی شده بودند، احمدی نژاد را در محاسبات خود قرار نمی دادند. احمدی نژاد نتیجه اجماع دلهای مردمی بود که تشنه بی عدالتی و سیاست بازی […]

ظهور و بروز احمدی نژاد نتیجه حمایت و همدلی احزاب نبود.
سال ۸۴ که جامعه روحانیت و مدرسین حوزه علمیه در حمایت از لاریجانی و هاشمی رفسنجانی دچار شکاف عمیقی شده بودند، احمدی نژاد را در محاسبات خود قرار نمی دادند.
احمدی نژاد نتیجه اجماع دلهای مردمی بود که تشنه بی عدالتی و سیاست بازی جریانات شده بودند و بر گزینه ای جز او صحه نمی گذاشتند.
احمدی نژاد آن روز نماد کار و تلاش و نماد مبارزه با بی عدالتی ها و رانت خواری خانواده های وابسته به ارکان ثروت و قدرت در نظام بود.
رسانه ها هم که آن روز نظر و خواست مردم را رها کرده بودند و بیشتر انعکاس دهنده گعده های سیاسیون بود، تبلیغات و رقابت نامزدهای شناخته شده دو جریان سیاسی را پوشش و به خورد همان مردم می دادند.
رهبری شاید تنها فرد پرتلاش و پای کار بود او با رصد جامعه و شرایطی که مردم را خسته از سیاست بازیها کرده بود، در سخنرانی های خود مسیر و انتخاب درست را که همان نیاز جامعه به عدالت بود را تبیین می کرد.
با ورود انتخابات به دور دوم هم برخی احزاب و تشکیلات اصولگرا، در حمایت از احمدی نژاد نهایت احتیاط را به کار بردند.
حزب موتلفه با بیشترین رسانه مکتوب در حمایت از هاشمی فروگذار نکرد.
امروز چهارده سال بعد از آن انتخابات خارق االعاده، چند ماه مانده به انتخابات مجلس در گچساران و باشت، گروهی که هیچگاه مردم را در محاسبات خود قرار ندادند، با فشار بر افراد موثر و سیاسی و برخی احزاب، حمایت احتمالی آنها از اردلان زینل زاده را محکوم کرده و آنان را وادار به تکذیبیه رسانه ای کرده اند. بدون اینکه توجه داشته باشند، اگر جریان اصولگرای گچساران کلیه اختلافات چند ساله خود را کنار هم بگذارند و در برابر زینل زاده برخیزند در برابر سیل ویرانگر مردمی که تشنه عدالت و خشمگین از تبعیض خانوادگی جریان حاکم در گچساران هستند، نخواهند توانست مقاومت کنند.

آرش صادقی

  • نویسنده : آرش صادقی