به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران از گچساران، طی انتشار گزارشی با عنوان «شادگان بهشتی با درختهای تبر خورده» در خبرگزاری فارس و پایگاه خبری خبرآوران یکی از خوانندگان و جوانان شادگان مطلبی را در تکمیل آن گزارش به این پایگاه ارسال کرده است که در زیر میخوانید:
وقتی بازدید، نگارش و تصویربرداری مدیرمسئول پایگاه خبری خبرآوران در خصوص پوشش جنگلهای بلوط و ضربههای بیرحمانه تبرها بر درختهای سرزمین پدریام را مطالعه کردم، افسوس خوردم که نظارهگر همان درختهای تبرخورده در شادگان سرزمین پدریام باشم، جنگلهای پررمز و رازی از هزاران سال پیش، رازی به وسعت زاگرس و به عمق چشمان انسانهای که بیمنت و داهای بیرنگ و در دوران سخت تا به امروز در آنجا میزیستهاند که دیگر تکرار نخواهند شد.
اما همان جنگلها امروز همانند چینهای هزارپاره زاگرس تبر خوردهاند و ترکدار شدهاند.
وقتی کامنتی را از شهروندی در خصوص این مطلب مشاهده کردم که نوشته بود « وقتی سوخت گران باشد چاره را باید در درختان بلوط دید» به فکر فرو رفتم و برایم سئوالی پیش امد که اگر در اثر نبودن هکین درختان منیا همان شهروند یا همنوعان دچار بیماریهای خاص شدند، آنوقت چه باید کرد، واقعا چرا گوش کسب بدهکار نیست.
افزون بر سه دهه است که طبیعت و محیط زیست شکننده ایران نه تنها فراموش شده بلکه با آن به بیرحمانهترین شکل ممکن برخورد میشود، آوردن مثال خیلی کار سختی نیست، در ایرانی که زمانی زیباترین چشماندازهای طبیعی خاورمیانه وجود داشت به سرعت بسیاری از انها را از دست داد، دریاچهها، تالابهایش خشک شدند، جنگلهایش نابود شدند و آسمانش جولانگاه ریزگردها، آلودگی شهرهایش به حدی بالا رفت که رکوردهای جهانی را هم در هم شکست؛سدهای توازن آبی کشور را به کلی ویران کرد و مصرف آب را در کشور چند برابر کرد تا منابع آبی که به نسلهای آینده تعلق داشت از بین برود؛ چادههایش عریضتر و گستردهتر شد تا به کمک انرژی نه تنها هر جنبدهای را در رمسیر خود له کنند بلکه خود و فرزندان خود رابه طرفهالعینی در لابهلای آهن و آتش بزرگترین افتخار صنعتی کشور یعنی خودروسازی یا بکشند و یا تا آخر عمر علیل و ذلیل کنند.
جمگلهای منطقه باشت و باوی جایی که در صدی از خاک زیبای زاگرس را به خود اختصاص داده است زمانی مه چندان دور درصد فراوانی گونههای گیاهی منطقه را در خود داشت، منظقهای که در آن کل، کبکریال نیهو و .. با فاصله کمی زندگی میکردند و امروز با بیتدبیری به جایی رسیده است که شمار ماههای بدون آتشسوزی در ان هر سال کمتر و کمتر میشود؛ چمدان دوراز انتظار نیست که مدیران به زودی به رسانهها اعلام کنند که خوشبختانه این ماه در کوههای سرزمینم به ویژه کوههای خامین آتش برپا نشده و حیوانی توسط شکارچیان صید نشده به همین سادگی.
نگارنده که سه دهه از عمر خود مفید را با این منطقه گذرانده است تا به حال هیچ نشانی از بهبود ندیدهام خوب سنگین محیط زیست ادامه دارد و جولان غارتگران حیات وحش و طبیعت سرزمین و دیارمان گسترده.
به هرحال انسان به امید زنده است، شاید مسئولان فهمیده باشند که آنچه تا به حال کردهاند، اشتباه بوده است، شاید آنها میخواهند توبه کنند، میخواهند در تاریخ همه بدیها را به نام خود ننویسند پس بسمالله؛ ما باز هم دستان شما را میفشاریم باز هم سعی میکنیم با شما و لبخندهای شما در راستای نجات سرزمین و دیارمان همراه شویم.
«باید آگاهی افراد را نسبت به مسائل زیست محیطی افزایش داد» مقام معظم رهبری.







عالی بود دستتون درد نکنه کاش همه دلسوزانه به فکر منابع طبیعی باشیم
آقای نوروزی متآسفانه وقتی مسولان مربوطه کم کاری میکنه و یه جورایی همدست هستن چه میشه کرد؟!!!
گوش اگر گوش آنها و ناله اگر ناله ی ماست … البته آنچه به جایی نرسد فریاد است… آقای نوروزی سپاس
زنده باد شهرام خان نوروزی
دوستت داریم شهرام عزیز