به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرآوران از گچساران، در این یادداشت میخواهم با زبانی ساده از پدیدهای بگویم که مدتهاست بولد و تیتر خبری شهرم گچساران شده و خوراک رسانهها، پدیدهای که همگان تنها نظارهگر زجه و شیونهای مادران داغدار و پدران کمرخمیده آنیم، میخواهم از خودکشی فزرندان شهرم بگویم فاجعهای که روزی در گچساران یک فقره آن در سال سبب بهت و تعجب مردم میشد اما امروز اگر ماهی یک خودکشی گزارش نشود همه متعجبند. این یادداشت مجالی برای واکاوی و آسیبشناسی این پدیده ندارد و این امر در حیطه و توانایی نگارنده نیست زیرا کارشناسان امر و روانشناسان باید در پی علل و راهکارهای جلوگیری از آن باشند اما روی سخن من با مسؤولان است کسانی که نمایندگان هر جامعه و شهری هستند تا مشکلات و کمبودهای مردم را در حد توان برطرف کنند.
دلایل خودکشی هر چه باشد در این یادداشت نمیگنجد برای روشنتر شدن امر به گذشته تحصیلی خود در هنرستان شهید صدر پلی میزنم و سخنان ماندگار حبیبالله دادار استاد اقتصاد آن روزها را به یاد میآورم که میگفت: تفاوت ما و خارجیها در حوزه بهداشت و روان در این است که وقتی خانواده خارجی تنها اخمی به صورت فرزند خود ببینند به سرعت برای تشخیص این مسئله و احیانا مشکلی به پزشک مراجعه میکنند اما ما ایرانی باید فرزندانمان در تب بسوزند تا به پزشک مراجعه کنیم مصداق بیان این سخن حال و روز این روزهای فرزندان گچسارانی است که هر از گاهی به عللی که نه به گردن نماینده میاندازم و نه مسؤولان دست به خودکشی میزنند و داغی بزرگ را برای همیشه بر دل خانواده خود میگذارند. آمار خودکشی در گچساران با توجه به نرم جمعیت آن آماری نگرانکننده است. علل و انگیزههای این خودکشیها بیشتر اختلافات خانوادگی بوده و نه اشتغال اما آیا وقت آن نرسیده است که در پی کاهش و برطرف کردن تب سوزان خودکشی فرزندانمان برویم روی سخن با مسؤولان است چرا خاموش نشستهاید باید کاری کرد.
هفته اخیر برای سفری اداری به تهران رفته بودم و آنجا در برج میلاد نمایشگاهی بزرگ با جمعیتی زیاد توجه مرا را به خود جلب کرد جلوتر که رفتم نمایشگاهی با موضوع خودکشی ممنوع با تصاویر و عکسهای هنری جالبی خودنمایی میکرد و چندین شخصیت بزرگ و کارگردان مطرح سینما و تلویزیون کشوری از جمله مجید مجیدی، ناخودآگاه این مسله به ذهنم خطور کرد که چرا ما مات و مبهوت نشستهایم و تنها نظارهگر پرپر شدن گلهای زندگیمان در گچساران هستیم.

برپایی نمایشگاهها و همایشهای مستمر و آشنایی خانوادهها با رفتارشناسی فرزندان میتواند اقدامی هرچند کماثر اما دلسوزانه برای کاهش آمار خودکشی در شهرمان گچساران باشد و این گام نخست با همکاری مسؤولان، هنرمندان، کارشناسان خانواده و روانشناسان با همکاری خانوادهها تأثیر و فراگیری بیشتری خواهد داشت.
اخمهای فرزندانمان را درک نکردیم بیاید نگذاریم تب سوزان خودکشی بازهم گچسارانمان را داغدار کند.
کورش رضایی/








عالی بود . کاش بیشتر توجه می کردن مسئولان فرهنگی و حوزه روانشناسی
یادداشت در خور تأملی بود ، آقای رضایی چنانچه عنوان نموده اید ، می توان با برگزاری کارگاه های آموزشی ، همایش های علمی ، جلسات آموزشی و جلسات مشاوره فردی وخانوادگی ، آمار این معضل اجتماعی را کاهش داد اما عزم جدی در مسئولین برای این اقدام وجود ندارد !! تا جایی که نسبت به واگذاری سالن های اجتماعات ادارات جهت برگزاری چنین جلساتی ، با مشکل مواجه هستیم !! متأسفم