به گزارش خبرآوران، علیاکبر گرامی یکی از اعضای جامعه کارگری در یادداشتی به مناسبت روز کارگر آورده است: این روزها و این هفته مصادف است با نام کارگر، کارگری که فقط نامش هست و خودش نیست جایش هست و جایگاهش نیست تعریفش هست و صدایش نیست به واقع مظلومتر از کارگر کیست؟
کارگران مهمترین ابزار سرمایه هستند اما این سرمایهداران هستند که همواره حقوق کارگران را پایمال میکنند و توجهی به آنها ندارند ! قشری که به زبان عامیانهتر صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته و اهل شکایت و بگو مگو نیست، عادت به حقوق معوقه و بیشتر مواقع به عدم پرداخت حق خود کرده است !
به واقع چه کسی قادر خواهد بود این قشر مظلوم را یاری کن؟ آیا زمان آن نرسیده تا اتحادیههای واقعی کارگری به وجود آید تا کمی از حقوق پایمال شده شان دفاع کند به واقع این قشر آنقدر آسیبپذیر شدهاند که دیگر توانایی اداره خود را هم ندارند چه برسد به خانواده مظلومشان؟
چند روزی است که کشور را آذین بستهاند به نام کارگر با بنری!! عکسی!!! یا شاید حرفی در جامعهای که ارج نهادن به مقام این قشر زحمتکش فقط در نگاه تصویر و حرف تداعی میشود و جز این نیست و نگاه دولتها و جامعه به کارگر هنوز نگاهی سطحی است که تا نیازشان دارند فقط حرفشان را میزنند.
در این چند روزه شاهد حمایت قاطعانه خانه کارگر از فردی که خود و دولتش عضو بزرگی از نظام سرمایهداری و پیمانکاری کشور هستند، بودیم دولتی که در پایان سال ٩۵ با تصویب افزایش ۱۴.۵ درصدی حقوق کارگران براساس تورم اعلامی خودشان به جای سبد معشیت نشان داد (در حالی که شاهد افزایش حقوق چهارصد درصدی وزرا و دولتتان بودیم) که منافع شخصی شان بر منافع کارگران ارجحتر و مهمتر است دولتی که در طول این چهار ساله هیچ دستاورد مثبتی برای کارگران نداشته جز تعطیلی کارخانه ها (از جمله ارج و…) و مجموعههای بزرگ اقتصادی کشور و تحمیل بیکاری و فقر بیشتر بر این قشر آسیبپذیر و مظلوم.
کارگرانی که نه خانه ای دارند و نه مدافعی واقعی جهت احقاق حقوقشان، هر سال دلخوش به پایان سالند تا تغییری در وضعیت معیشتشان ایجاد شود تا از حداقلهای زندگی بهرهمند شوند ولی کو صدایی کو فریادی که دردشان را ضجه زند و حقشان را از جامعه بگیرد.
گاها در خانه صاحبخانه مدافع و پشتیبان و حامی اعضای خانه است ولی انگار خانه جایگاهی است برای متملقان و مواجبگیران و سهمخواهان، خانه کارگر باید صدای کارگران کشور باشد یا بلندگو و حامی دولتی که فقط نام کارگر را در شعار میشناسد.
خانه کارگر صدای کارگران کشور است صدای آزادی خواهی کارگرانی است که حامی میخواهند نه ارباب.
در این خانواده بزرگ همه جور فکر و سلیقه و گرایش وجود دارد کسانی که امروز به جای کارگران تصمیم میگیرند مسؤولند و فردا باید پاسخگو باشند نه به فکر ریاست و سود و منفعت خود باشند مارا قاطی بازی سیاسی و حزبی خود قرار ندهید و از شرافت کارگری سو استفاده نکنید بگذارید خودمان برای آینده مان تصمیم بگیریم بگذارید کسی را انتخاب کنیم که درد فقر را چشیده باشد و به معنای واقعی طعم فقر و زندگی واقعی کارگری را بداند.
جامعه کارگری معیشت میخواهند نه شعار، رفاه میخواهند نه وعده، مَسکن میخواهند نه مُسکن! دیگر کارگران بازیچه این شعارها، شانتاژها و ژستهای روشنفکری و عدالتخواهانه نخواهند شد دیروز چه کردهاند که امروز میخواهند برداشت کنند خسته هستیم از بس وعده شنیدهایم امروز نگاه کارگران دیگر به این ژستها نخواهد بود ما را فقط به وقت، استفاده ابزاری و شعاری نیاز دارند.
اما توصیهای به سران خانه کارگر اگر میخواهید در آینده باز هم جایگاهی در خانواده عظیم کارگری داشته باشید بگذارید تا کارگران خود برای آینده شان تصمیم بگیرند و بهترین کسی که به زندگی و فکر و سلیقه شان نزدیکتر است را انتخاب کنند تا فردا حامی شان باشد نه اربابشان ،کارگران را هیچکس درک نمیکند الا کارگران.
با بیان زیبای مقام معظم رهبری که فرمودند ؛ هر کسی دست یک کارگر را ببوسد ، یک حرکت صواب و صحیح انجام داده است برای اینکه یک وسیله برای استقلال ملت خود و کشور خود را تجلیل کرده است.
این مرقومه را به پایان میرسانم و به همه کارگران عزیز و خستگیناپذیر ایران اسلامی روز یازده اردیبهشت را تبریک گفته و آرزوی توفیق برای همه زحمتکشان عرصه کار و تلاش را خواستارم. همچنین چشم به راه حضور همه جانبه شما بزرگواران در روز ٢٩ اردیبهشت برای تعیین سرنوشت خود هستیم تا با بصیرت و آگاهی بدور از هیجانات ، فردی لایق و دردکشیده را بر مسند بالاترین قدرت اجرایی ایران اسلامی مان بنشانیم و زمینه خشنودی شهیدان و امام شهیدان و شادی دل رهبر فرزانه مان را فراهم نمایید. به امید پیروزی همه مردم ایران سرافراز…







